رمز عبورم را فراموش کرده ام
شما هم عضو شويد
آیا تنبیه یک روش تربیتی است؟ کارایی آن در چه سطحی است؟ شرایط استفاده از آن چیست؟ چه کسانی اجازه اعمال آن را دارند؟ اسلام دراین زمینه چه میگوید؟ روانشناسان و مربیان تربیتی چه میگویند؟ پرسشهایی ازاین قبیل، در محافل تربیتی زیاد مطرح است. چنین مشهور و معروف شده که تنبیه از نظر روانشناسان، به دلیل اثرات منفی که از خود بر جای میگذارد مطرود و ممنوع است. بدون شک، طبیعت انسانها به گونهای است که وقتی در انجام امری مورد تشویق قرار میگیرند، معمولا درصدد بر میایند تا آن امر را بهتر انجام دهند. به همین خاطر تشویق و ترغیب از مهمترین ارکان روانشناسی تربیتی و عاملی موثر، در تحریک انگیزشهای پیشرفت و عملکرد فرد در فرایند یادگیری و تقویت رفتارهای مطلوب است. همه انسانها حتی بزرگسالان تا آخر عمر نیاز به تشویق دارند. تشویق، موجب رغبت و دلگرمی و نشاط و تحرک میشود و انسان را به جدیت وادار میکند. انسانی که مورد تشویق قرار بگیرد احساس آرامش و رضایت خاطر و اعتماد به نفس میکند و برای جدیت بیشتر و تحمل دشواریها آماده میگردد. بر عکس، اگر مورد نکوهش یا ناسپاسی قرار گرفت، دلسرد و بیرغبت میشود و احساس حقارت و ضعف میکند و نمیتواند از استعدادهای خویش به نحو مطلوبی استفاده نماید.
اصل تشویق و تنبیه به عنوان امری مسلم در تربیت اسلامی شناخته و پذیرفته شده است. اصولا بهشت و جهنم، انذار و تبشیر پیامبران، آایههای مربوط به پاداش و کیفر، وعده و وعیدهای شوق انگیز و خوفناک و... همه جلوههایی از تشویق و تنبیه هستند. خداوند تبارک و تعالی در قرآن مجید میفرماید: «و بشر الذین ءامنوا و عملوا الصالحات ان لهم جنات تجری من تحتها الانهار...ای پیامبر به کسانی کهایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بشارت بده که جایگاه آنان در قیامت، باغستانهایی است که نهرهای آب در آن جاری است». حضرت علی(علیه السلام) در فرمان تاریخی خود به مالک اشتر که او را به فرمانروایی مصر برگزیده بود، دستور میدهد: «ولا یکونن المحسن و المسیء عندک بمنزله سواء فان فی ذلک تزهیدا لا اهل الاحسان فی الاء حسان، و تذریبا لا هل الاساءه علی الاساءه؛ مبادا نیکوکار و بدکار پیش تو یکسان باشند، زیرا چنین روشی نیکوکار را از کردار نیک دور ساخته و بدکار را به کار بد سوق میدهد.»
تعریف تنبیه
تنبیه در لغت به معنای آگاهانیدن، بیدار کردن، واقف گردانیدن به چیزی و آگاه و هوشیار کردن آمده است. و در اصطلاح به عملی گفته میشود که لازمه آن آگاه و هوشیار کردن باشد و دست کم به سه معنا به کار رفته است:
1- حذف پاسخ مثبت از ارگانیسم و یا اضافه کردن پاسخ منفی به آن، تنبیه، زمانی رخ میدهد، که پاسخ مثبتی را از موقعیت حذف و یا چیزی منفی به آن بیافزاییم. به زبان متداول میتوان گفت تنبیه دور ساختن چیزی از ارگانیسم است که خواستار آن است، یا دادن چیزی است به او که طالب آن نیست. به عبارت دیگر تنبیه عبارت است از ارائه محرک ناخوشایند یا حذف تقویت مثبت بلافاصله بعد از انجام یک رفتار. تنبیه بهاین معنا را تنبیه به معنای عام میگوییم.
2- ارائه پاسخ منفی به ارگانیسم. دراین تعریف: تنبیه عبارت است از ارائه یک محرک آزارنده یا تنبیه کننده به دنبال یک رفتار نامطلوب برای کاهش دادن احتمال آن رفتار. برای مثال اگر بعد از انجام رفتاری نا مطلوب از سوی کودک مثلا گفتن یک حرف تند با عصبانیت و با ارائه یک محرک آزارنده مثل زدن به او خواسته باشیم که احتمال بروز رفتار نامطلوب را در او کاهش دهیم او را تنبیه کردهایم. تنبیه بهاین معنا را تنبیه به معنای خاص میگوییم.
3- تنبیه بدنی یا کتک زدن؛ گاهی مراد از تنبیه، به همین معنا است که ما آن را تنبیه به معنای اخص میگوییم. روشن است که بر طبق معنای اول- معنای عام- تنبیه، طیف وسیعی را در بر میگیرد که عبارتست از تغافل، بی اعتنایی، تهدید، تحقیر، سرزنش، تمسخر، محروم سازی، جریمه، جبران، تغییر چهره، روی برگرداندن و تنبیه بدنی. بر خلاف معانی دوم و سوم که محدودتر هستند. آن چه از میاناین معانی سه گانه تنبیه، مورد تردید و بحث واقع شده است قسم سوم یا تنبیه به معنای اخص است، گرچه برخی از مصادیق تنبیه نظیر تهدید، تحقیر، سرزنش، و تمسخر نیز کم و بیش مورد رد و انکار واقع شده است.
فرق بین تنبیه و تقویت منفی
تقویت یعنی افزایش رفتار، و به منظور افزایش رفتار به کار میرود. ولی تنبیه عامل ناخوشایندی است که برای کاهش رفتار مورد استفاده قرار میگیرد. به عبارت دیگر تنبیه یعنی اضافه کردن عامل ناخوشایندی به دنباله رفتار، در صورتی که تقویت منفی؛ برداشتن عامل ناخوشایند قبل از رفتار میباشد. اکنون باید دید آیا تنبیه به چه میزان اثر تربیتی دارد؟ استفاده از تنبیه در امر تربیت همواره مخالفان و موافقانی را بر انگیخته است. با این تفاوت که در گذشته موافقان بیشتری داشته ولی اکنون مخالفان بیشتری دارد. معروف است که روانشناسان تنبیه را «دست کم تنبیه بدنی را» جایز نمیدانند و عدم کارایی و یا اثرات و مضرات جانبی آن را دلیل بر این امور میدانند. ولی باید گفت، اولا چنین نیست که تنبیه، کارایی نداشته باشد بلکه در بسیاری از موارد، تنبیه اصلاح گر خوبی است به طوری که عموم کسانی که در اصلاح رفتار، کتابی نوشته اند تنبیه را به عنوان یکی از روشهای اصلاح و تغییر رفتار، ذکر کرده اند و ثانیا در مواردی که تنبیه اصلاح گر نباشد دست کم اثر باز دارندگی و عبرت آموزی برای دیگران را دارد که این خود اثر کمی نیست، چه اینکه مواردی وجود دارد که رفتار نامطلوب باید فورا متوقف شود، به طوری که اگر متوقف نشود اثرات جبران ناپذیری را به بار خواهد آورد، دراین صورت است که تنبیه، خصوصا تنبیه بدنی تنها راه ممکن است زیرا سایر روشها زمان زیادی را برای اصلاح و یا توقف رفتار نامطلوب لازم دارند، و از این روست که یکی از مزیتهای روش تنبیه بر سایر روشها را فوریت تاثیر آن میدانند، بدین جهت معمولا روانشناسان، حتی کسانی که به شدت با تنبیه مخالف هستند، در مواردی تنبیه را و حتی تنبیه بدنی را، جایز میدانند. از آموزههای دینی استفاده میشود که اگر تنبیه بجا، و به موقع، و در حد مطلوب، با شرایط لازم اجرا شود، میتواند رفتار نامطلوب را از بین ببرد. ما دراینجا دو روایت را نقل میکنیم که میتوان از آنها استفاده کرد که تنبیه اثر اصلاحی دارد. حضرت علی(علیه السلام) میفرماید:«من لم یصلحه حسن المداراه یصلحه حسن المکافاه؛ کسی که خوش رفتاری او را اصلاح نکند خوب کیفر دادن او را اصلاح خواهد کرد.»
و نیز آن حضرت میفرماید:«استصلاح الاخیار باکرامهم و الاشرار بتادیبهم؛ تادیب و روش اصلاح خوبان به بزرگداشت آنها است و اصلاح بدان به تنبیه و عقاب آنها است.»
با توجه بهاین دو روایت روشن است که تنبیه، اثر اصلاحی دارد و در مواردی که احیانا اثر اصلاحی هم نداشته باشد دست کم اثر باز دارندگی خواهد داشت. بنابراین اصل تنبیه کودک برای تادیب و تربیت او جایز است، و ازاین روست که فقهای شیعه و حتی اهل سنت، به جواز تنبیه کودک فتوا دادهاند، به طوری که مرحوم کرکی، در جامع المقاصد در شرح قول علامه میگوید: «اما ان الضرب المعتاد فلا بحث فیه...، دراینکه زدن کودک به نحو معمولی و متعارف برای ادب کردن جایز است هیچ بحثی نیست.» و نیز مرحوم عاملی در کتاب مفتاح الکرامه میگوید:«اما ان له الضرب المعتاد فلا بحث فیه کما فی جامع المقاصد و هو کذلک اذا کان الصبی ذا عقل و تمییز کما نبه علیه فی التذکره و التحریر و الحواشی لانه یاخذونه مسلما؛ اما دراینکه برای وی زدن کودک برای ادب کردن به نحو معمولی و متعارف جایز است هیچ بحثی نیست چنان که در کتاب جامع المقاصد در صورتی که کودک عاقل و متمیز باشد، همین را گفته است و مرحوم علامه در کتابهای تذکره و تحریر و نیز حواشی آن را مسلم گرفته است.» چه کسانی اجازه تنبیه کودک را دارند؟ فقها این اجازه را برای پدر، پدر بزرگ و حاکم شرع اثبات کردهاند، اما در مورد معلم و مودب کودک برخی این اجازه را مطلق دانسته و برخی دیگر آن را مشروط به اذن پدر یا حاکم شرع دانستهاند.
اصول و شرایط تنبیه
اگر شرایط و اصول تنبیه رعایت شود تا حدودی میتوان گفت تنبیه موثر واقع خواهد شد برخی از مهم ترین شرایط و اصول تنبیه موثر عبارتند از:
1- مستحق تنبیه بودن:
باید دید آایا کودک استحقاق تنبیه را دارد یا نه؟ اگر دارد، استحقاق چه تنبیهی را؟ کتک زدن؟ محروم شدن؟ سرزنش و ملامت شنیدن؟ و لذا در مواردی که معلوم شده باشد که کودک مستحق تنبیه نیست نباید تنبیه کرد مثلا اگر کودک بر اثر بی توجهی ظرفی را شکسته است مستحق تنبیه نیست و اگر تنبیه شود موثر نیست و گاهی اثر عکس دارد.
2- به اندازه بودن تنبیه:
تنبیه نباید بیش از مقدار جرم و گناه باشد بلکه باید ملاحظه شود که مقدار جرم و خطا در چه حدی است و تنبیهی متناسب و به اندازه آن برای مجازات در نظر گرفته شود، حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) در روایت اسد بن وداعه پس از آنکه سه مرتبه از تنبیه نهی کرد فرمود: اگر تنبیه کردی به اندازه گناه تنبیه کن.
3- متناسب سن کودک باشد:
اصل دیگر رعایت سن است. مثلا کودک خردسال در برابر تنبیه، احساس بی پناهی میکند واین موجب وارد آمدن صدمه روانی بر کودک است. لذا در تنبیه باید قوت بدنی، سن و شخصیت افراد را در نظر داشت در روایت حماد بن عثمان، امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هر مقدار که حاکم مصلحت بداند بر حسب مقدار گناه و یا قدرت بدنی شخص تعزیر کند.» نیز از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است که گاهی نصف یا ثلث شلاق را میگرفت و بر حسب سن کودکان آنها را حد میزد.
4- وضعیت رشد کودک:
رعایت رشد نیز مهم است کودکی که شدیدا وابسته و نازپرورده است در تنبیه، درد شدیدی را متحمل میشود. و شرایط جسمی، روحی، فکری، خانوادگی هر کدام اقتضائاتی دارد که باید کاملا رعایت شود و حساب شده تصمیم گیری شود. کودکان باهوش اگر تنبیه شوند بیشتر از کودکان کم هوش صدمه میبینند.
5- تناسب جرم و تنبیه:
شرط تناسب یعنی تناسب و میزان جرم با تنبیه هم باید رعایت شود به خاطر مسئله ناچیزی، کودک را نباید تنبیه کرد و باید نوع جرم و تنبیهی که در نظر گرفته میشود ملاحظه شود و هماهنگی و تناسب بین آنها حفظ شود.
6- رعایت عدالت:
یکی از شرایط مهم رعایت عدالت، در تنبیه کردن است. هیچ گاه نباید کودک را به خاطر تشفی خاطر خود یا برای انتقام جویی تنبیه کرد. بلکه همواره باید صلاح کودک مدنظر باشد. نه تشفی خاطر، یا فرونشاندن غضب و یا انتقام گیری از وی، زیرا چه بسا آثار زیانبار و ناگواری را به دنبال داشته باشد.
7- رعایت تنوع تنبیه:
شرط رعایت تنوع نیز لازم است، چه بسا یک شیوه کارساز نباشد. باید بدانیم کدام نوع از تنبیه را به کار ببریم، و اصرار نداشته باشیم همیشه مثلا از شیوه ملامت کردن استفاده کنیم. اسلام میگوید در تنبیه باید مراحل و مراتب آن را رعایت کرد و باید از مرحله ضعیف شروع کرد چرا که شاید با اجرای مرحلهای ضعیف از تنبیه، مثل یک تغییر چهره، کودک به اشتباه خود پی ببرد و اصلاح شود که دراین صورت دیگر نیازی به تنبیه بدنی نخواهد بود.
8- اکتفا به حداقل:
آخرین اصل و شرط مهم شرط حداقل است. زیرا هدف از تنبیه آگاهی و اصلاح کودک است و وقتی هدف حاصل شد دیگر تنبیه معنی ندارد. همین طور اگر پس از تنبیه کودک رفتار او اصلاح شد دیگر نباید رفتار خلاف او را به رخ کشید و آن را بهانهای برای تنبیه و سرزنش او قرار دهیم. و هم چنین تنبیه را نباید با خشونت و با ظرفیت حداکثر توان اعمال کرد مخصوصا اگر اعمال آن برای اولین بار و آن هم برای کودک باشد. زیرا این گونه تنبیهات زمینه را برای احساس بی پناهی کودک و در نتیجه فساد و گاهی تعدد شخصیت فراهم میکند و پیش از آنکه سبب هدایت و اصلاح شود عامل بدبختی کودک خواهد شد.
فوائد تنبیه به جا و متناسب
الف- اصلاح رفتار
تنبیه این فایده را به همراه دارد که کودک را سر عقل میآورد و او در مییابد که عمل خطایی را مرتکب شده و از تکرار آن باید خودداری کند. براساس اصل شرطی شدن، کودک رابطهای بین عمل و کیفر مییابد، میفهمد هر باری که عمل ناروایی را انجام دهد، باید زجر و رنج آن را هم تحمل کند، و بهاین نتیجه میرسد که سودش در ترک آن عمل است.
ب- یافتن راه صواب
گاهی تنبیه میتواند وسیلهای باشد برای یافتن راه صواب. یعنی کودک بهاین نتیجه میرسد کهاین راه قابل تکرار نیست و باید شیوه دیگری را در پیش گرفت، راه دیگری که از تنبیه مصون باشد.
ج- اثر بخشی فوری
از فواید دیگر تنبیه اثر بخشی فوری آن بر روی فرد است. کودکی را در نظر بگیرید که در خانه یا مدرسه شرارت میکند، مزاحم دیگران است، سر و صدا به راه انداخته، و برای دیگران صدمه آفریده است، با لجبازیهای خود در خانه آتش افروخته و برای دیگران رنج میآفریند. شاید شور و آشوب که او به پا کرده اجازه نمیدهد که کودک به خوداید و دست از عمل ناروایش بردارد. در چنین صورتی یک تنبیه حساب شده، میتواند محیطی را ساکت و آرام کند. جلوی آشوب و آتش افروزیهای او را بگیرد. و مجالی برای مربی پدید آورد، که بتواند اوضاع را سر و سامان دهد و یا حرف خود را بزند.
د-تضعیف رفتار
تنبیه در مواردی میتواند نقش ضعیف کنندهای را برای رفتار کودکایفا کند، و کودک تدریجا نسبت به آن رفتار بی اعتنا شده و از بدی رفتار خود بکاهد.
ه-ایجاد بیداری
تنبیه، گاهی آدمیرا به خود آورده و بیدار میکند، به عبارت دیگر عامل هشدار دهنده و بیداری آفرین است. عواقب شوء و نامیون عمل و تداوم ارتکاب، و عوارض سوئی که در انتظارش است او را بیدار و متنبه میکند.
مضرات تنبیه کردن
باید توجه داشت که استفاده از تنبیه جهت تغییر رفتار کودک گاه آثار ناخوشایند و زیانباری را به دنبال دارد که ذیلا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- یکی از اثرات منفی تنبیهاین است که تنبیه در شخص تنبیه شده نسبت به عامل تنبیه کننده و دیگران پرخاشگریایجاد میکند. افرادی که تنبیه میشوند در برابر آن واکنش متقابل نشان میدهند و باعث پرخاشگری نسبت به شخص تنبیه کننده و دیگران میشوند، و حتی ممکن است به دلیل مقاومت کردن علاوه بر پرخاشگری، فرار از خانه، انحراف اجتماعی و اخلاقی را به دنبال خود بیاورد.
2- اثر دوماین است که تنبیه گاه آثار جانبی نامطلوب به بار میآورد. ممکن است تنبیه در افرادی مخصوصا کودکان سبب ترس، وحشت و اضطراب گردد و تا مدتهای زیادی دوام یابد، واین ترس به محرکهای مختلفی که هنگام تنبیه شدن او حضور دارند تعمیم مییابد. مثلا کودک که توسط معلم تنبیه شده بعدا بر اثر تعمیم از مدرسه و مربی و مدیر و تمام محیط آموزشی زده میشود.
3- همچنین در برخی از موارد ممکن است، تنبیه باعث افزایش رفتار نامطلوب شود و شخص تنبیه شونده آن را وسیلهای برای ابراز وجود دارند، مثلا دانش آموزی که به خاطر رفتار نامطلوبش از بلندگوی مدرسه نامش خوانده میشود و یا در تابلوی مدرسه و یا روی تخته سیاه نوشته میشود، احساس خود بزرگ بینی کند و به دوستان خود هم بگوید ببین اسم من را میخوانند! و یا ممکن است معلم دانش آموز را به خاطر رفتار ناپسندش از کلاس بیرون کند، او هم به حیاط مدرسه برود و بازی کند پس او تقویت میشود واین نگرش در او به وجود میاید که برای بازی کردن باید رفتار ناپسند از خود نشان دهد.
4- در غیاب عوامل تنبیه کننده، و وقتی که عامل تنبیه کننده نباشد، ممکن است رفتارهای نامطلوب دوباره بروز کند. مثلا به محضاینکه معلم از کلاس بیرون میرود، دانش آموز دیگری را کتک بزند، هنگامیکه پلیس نباشد راننده خاطی از چراغ قرمز رد شود و غیره.این افراد آموخته اند که در حضور عوامل تنبیه کنندهاین رفتارها را واپس بزنند. بنابراین اثر تنبیه دائمینیست.
5- و نیز گفته شده که تنبیه به ارگانیسم نشان میدهد که چه کار نکند، نهاینکه چه کار بکند. یعنی وقتی که فردی را تنبیه میکنیم به او میگوییم، چه کاری را انجام ندهد، برعکس تقویت، که با تشویق کردن به او میفهمانیم که کارش را ادامه دهد ولی تنبیه به او نمیآموزد که چه کاری را انجام دهد، فقط او را از کارش باز داشتهایم. پس نقش تعلیمیو تربیتی تشویق را ندارد. و مانند تشویق منجر به یادگیری نمیشود.
6- وقتی از تنبیه استفاده میشود، خاطره ناخوشایندی را در ذهنایجاد میکند و ممکن است در موقع دیگر انتقام بگیرد. یا لا اقل کودک میآموزد که در بعضی موقعیتها صدمه زدن به دیگران جایز است.
7- تنبیه بدنی ممکن است باعث صدمه جسمانی گردد، مثلا در برخی موارد معلمیکه دانش آموزی را کتک زده باعث ناشنوایی او شده است و عوارض نامطلوب دیگری ممکن است به وجود بیاید.
8- شخصی که مرتب تنبیه میشود احساس حقارت و خود کم بینی در او شکل میگیرد واین نگرش را کسب میکند که من به درد هیچ کاری نمیخورم، برای نمونه کودکی که به سبب ریخت و پاش چیزها تنبیه میشود، یک بچه گریه کن از آب در میاید. اگراین تفکر به وجوداید، شخص حتی از استعدادی هم که دارد، نمیتواند به نحو مطلوب به دلیل احساس حقارتی که به وجود آمده است استفاده نماید.
تحلیل نتایج
با همهاین وجود گاهی تنبیه هم از نظر اسلام و هم از دیدگاه تربیتی و روانشناختی، ضرورت پیدا میکند که برای آخرین راه اصلاح و راه چاره از آن استفاده کنیم.
البته اجرای تنبیه، تابع اصول و شرایط تنبیه باید باشد از جمله:
1- تنبیه نباید بیش از مقدار جرم و گناه باشد.
2- در تنبیه باید قوت بدنی، سن و شخصیت افراد را در نظر داشت.
3- از تنبیه در حال غضب، باید اجتناب کرد.
4- اگر کودک قبل ازاینکه تنبیه شود، متنبه شد نباید او را تنبیه کرد. زیرا هدف از تنبیه آگاهی و اصلاح کودک است و وقتی هدف حاصل شد دیگر تنبیه، معنی ندارد.
5- در صورتی میتوان کودک را تنبیه کرد که علم به خلاف و بد بودن عمل کیفر داشتن آن را داشته باشیم.
6- نباید کودک را به خاطر تشفی خاطر خود تنبیه کرد بلکه همواره باید صلاح کودک مدنظر باشد.
7- در تنبیه باید مراحل و مراتب آن را رعایت کرد، و باید از مرحله ضعیف شروع کرد چرا که شاید با اجرای مرحلهای ضعیف از تنبیه مثلا یک تغییر چهره کودک به اشتباه خود پی ببرد، و اصلاح شود که دراین صورت دیگر نیازی به تنبیه بدنی نخواهد بود.
8- هنگامیکه هیچ کدام از تکنیکهای تغییر رفتار نامطلوب(خاموشی، اشباع و تقویت رفتار مغایر) اثری نداشت، به عنوان آخرین راه چاره باشد.
9- به هدف یاد دادن چیزی به کودک جهت اطلاع و اخطار که آن عامل خطرناک است، باید از تنبیه استفاده کنیم. مثلا کودکی که شناختی نسبت به خطرناک بودن وسایل برقی ندارد وقتی به آن نزدیک میشود با صدای بلند و ژست ناخوشایندی به او میفهمانیم که به او دست نزند.
10- هنگامیکه شخص رفتاری خلاف مقررات انجام داده و باید مورد تنبیه قرار گیرد تا رفتارهای نامطلوبش از بین برود، مانند بزهکاران اجتماعی یا بعضی مواقع برای عبرت گرفتن دیگران راهی جز تنبیه نداریم.
11- باید برای استفاده کردن از تنبیه برنامه داشته باشیم، تا برای تغییر رفتار موثر واقع شود، والا اثر تنبیه ناچیز خواهد بود.
تعریف تنبیه
تنبیه در لغت به معنای آگاهانیدن، بیدار کردن، واقف گردانیدن به چیزی و آگاه و هوشیار کردن آمده است. و در اصطلاح به عملی گفته میشود که لازمه آن آگاه و هوشیار کردن باشد و دست کم به سه معنا به کار رفته است:
1- حذف پاسخ مثبت از ارگانیسم و یا اضافه کردن پاسخ منفی به آن، تنبیه، زمانی رخ میدهد، که پاسخ مثبتی را از موقعیت حذف و یا چیزی منفی به آن بیافزاییم. به زبان متداول میتوان گفت تنبیه دور ساختن چیزی از ارگانیسم است که خواستار آن است، یا دادن چیزی است به او که طالب آن نیست. به عبارت دیگر تنبیه عبارت است از ارائه محرک ناخوشایند یا حذف تقویت مثبت بلافاصله بعد از انجام یک رفتار. تنبیه بهاین معنا را تنبیه به معنای عام میگوییم.
2- ارائه پاسخ منفی به ارگانیسم. دراین تعریف: تنبیه عبارت است از ارائه یک محرک آزارنده یا تنبیه کننده به دنبال یک رفتار نامطلوب برای کاهش دادن احتمال آن رفتار. برای مثال اگر بعد از انجام رفتاری نا مطلوب از سوی کودک مثلا گفتن یک حرف تند با عصبانیت و با ارائه یک محرک آزارنده مثل زدن به او خواسته باشیم که احتمال بروز رفتار نامطلوب را در او کاهش دهیم او را تنبیه کردهایم. تنبیه بهاین معنا را تنبیه به معنای خاص میگوییم.
3- تنبیه بدنی یا کتک زدن؛ گاهی مراد از تنبیه، به همین معنا است که ما آن را تنبیه به معنای اخص میگوییم. روشن است که بر طبق معنای اول- معنای عام- تنبیه، طیف وسیعی را در بر میگیرد که عبارتست از تغافل، بی اعتنایی، تهدید، تحقیر، سرزنش، تمسخر، محروم سازی، جریمه، جبران، تغییر چهره، روی برگرداندن و تنبیه بدنی. بر خلاف معانی دوم و سوم که محدودتر هستند. آن چه از میاناین معانی سه گانه تنبیه، مورد تردید و بحث واقع شده است قسم سوم یا تنبیه به معنای اخص است، گرچه برخی از مصادیق تنبیه نظیر تهدید، تحقیر، سرزنش، و تمسخر نیز کم و بیش مورد رد و انکار واقع شده است.
فرق بین تنبیه و تقویت منفی
تقویت یعنی افزایش رفتار، و به منظور افزایش رفتار به کار میرود. ولی تنبیه عامل ناخوشایندی است که برای کاهش رفتار مورد استفاده قرار میگیرد. به عبارت دیگر تنبیه یعنی اضافه کردن عامل ناخوشایندی به دنباله رفتار، در صورتی که تقویت منفی؛ برداشتن عامل ناخوشایند قبل از رفتار میباشد. اکنون باید دید آیا تنبیه به چه میزان اثر تربیتی دارد؟ استفاده از تنبیه در امر تربیت همواره مخالفان و موافقانی را بر انگیخته است. با این تفاوت که در گذشته موافقان بیشتری داشته ولی اکنون مخالفان بیشتری دارد. معروف است که روانشناسان تنبیه را «دست کم تنبیه بدنی را» جایز نمیدانند و عدم کارایی و یا اثرات و مضرات جانبی آن را دلیل بر این امور میدانند. ولی باید گفت، اولا چنین نیست که تنبیه، کارایی نداشته باشد بلکه در بسیاری از موارد، تنبیه اصلاح گر خوبی است به طوری که عموم کسانی که در اصلاح رفتار، کتابی نوشته اند تنبیه را به عنوان یکی از روشهای اصلاح و تغییر رفتار، ذکر کرده اند و ثانیا در مواردی که تنبیه اصلاح گر نباشد دست کم اثر باز دارندگی و عبرت آموزی برای دیگران را دارد که این خود اثر کمی نیست، چه اینکه مواردی وجود دارد که رفتار نامطلوب باید فورا متوقف شود، به طوری که اگر متوقف نشود اثرات جبران ناپذیری را به بار خواهد آورد، دراین صورت است که تنبیه، خصوصا تنبیه بدنی تنها راه ممکن است زیرا سایر روشها زمان زیادی را برای اصلاح و یا توقف رفتار نامطلوب لازم دارند، و از این روست که یکی از مزیتهای روش تنبیه بر سایر روشها را فوریت تاثیر آن میدانند، بدین جهت معمولا روانشناسان، حتی کسانی که به شدت با تنبیه مخالف هستند، در مواردی تنبیه را و حتی تنبیه بدنی را، جایز میدانند. از آموزههای دینی استفاده میشود که اگر تنبیه بجا، و به موقع، و در حد مطلوب، با شرایط لازم اجرا شود، میتواند رفتار نامطلوب را از بین ببرد. ما دراینجا دو روایت را نقل میکنیم که میتوان از آنها استفاده کرد که تنبیه اثر اصلاحی دارد. حضرت علی(علیه السلام) میفرماید:«من لم یصلحه حسن المداراه یصلحه حسن المکافاه؛ کسی که خوش رفتاری او را اصلاح نکند خوب کیفر دادن او را اصلاح خواهد کرد.»
و نیز آن حضرت میفرماید:«استصلاح الاخیار باکرامهم و الاشرار بتادیبهم؛ تادیب و روش اصلاح خوبان به بزرگداشت آنها است و اصلاح بدان به تنبیه و عقاب آنها است.»
با توجه بهاین دو روایت روشن است که تنبیه، اثر اصلاحی دارد و در مواردی که احیانا اثر اصلاحی هم نداشته باشد دست کم اثر باز دارندگی خواهد داشت. بنابراین اصل تنبیه کودک برای تادیب و تربیت او جایز است، و ازاین روست که فقهای شیعه و حتی اهل سنت، به جواز تنبیه کودک فتوا دادهاند، به طوری که مرحوم کرکی، در جامع المقاصد در شرح قول علامه میگوید: «اما ان الضرب المعتاد فلا بحث فیه...، دراینکه زدن کودک به نحو معمولی و متعارف برای ادب کردن جایز است هیچ بحثی نیست.» و نیز مرحوم عاملی در کتاب مفتاح الکرامه میگوید:«اما ان له الضرب المعتاد فلا بحث فیه کما فی جامع المقاصد و هو کذلک اذا کان الصبی ذا عقل و تمییز کما نبه علیه فی التذکره و التحریر و الحواشی لانه یاخذونه مسلما؛ اما دراینکه برای وی زدن کودک برای ادب کردن به نحو معمولی و متعارف جایز است هیچ بحثی نیست چنان که در کتاب جامع المقاصد در صورتی که کودک عاقل و متمیز باشد، همین را گفته است و مرحوم علامه در کتابهای تذکره و تحریر و نیز حواشی آن را مسلم گرفته است.» چه کسانی اجازه تنبیه کودک را دارند؟ فقها این اجازه را برای پدر، پدر بزرگ و حاکم شرع اثبات کردهاند، اما در مورد معلم و مودب کودک برخی این اجازه را مطلق دانسته و برخی دیگر آن را مشروط به اذن پدر یا حاکم شرع دانستهاند.
اصول و شرایط تنبیه
اگر شرایط و اصول تنبیه رعایت شود تا حدودی میتوان گفت تنبیه موثر واقع خواهد شد برخی از مهم ترین شرایط و اصول تنبیه موثر عبارتند از:
1- مستحق تنبیه بودن:
باید دید آایا کودک استحقاق تنبیه را دارد یا نه؟ اگر دارد، استحقاق چه تنبیهی را؟ کتک زدن؟ محروم شدن؟ سرزنش و ملامت شنیدن؟ و لذا در مواردی که معلوم شده باشد که کودک مستحق تنبیه نیست نباید تنبیه کرد مثلا اگر کودک بر اثر بی توجهی ظرفی را شکسته است مستحق تنبیه نیست و اگر تنبیه شود موثر نیست و گاهی اثر عکس دارد.
2- به اندازه بودن تنبیه:
تنبیه نباید بیش از مقدار جرم و گناه باشد بلکه باید ملاحظه شود که مقدار جرم و خطا در چه حدی است و تنبیهی متناسب و به اندازه آن برای مجازات در نظر گرفته شود، حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) در روایت اسد بن وداعه پس از آنکه سه مرتبه از تنبیه نهی کرد فرمود: اگر تنبیه کردی به اندازه گناه تنبیه کن.
3- متناسب سن کودک باشد:
اصل دیگر رعایت سن است. مثلا کودک خردسال در برابر تنبیه، احساس بی پناهی میکند واین موجب وارد آمدن صدمه روانی بر کودک است. لذا در تنبیه باید قوت بدنی، سن و شخصیت افراد را در نظر داشت در روایت حماد بن عثمان، امام صادق(علیه السلام) فرمود: «هر مقدار که حاکم مصلحت بداند بر حسب مقدار گناه و یا قدرت بدنی شخص تعزیر کند.» نیز از حضرت علی(علیه السلام) نقل شده است که گاهی نصف یا ثلث شلاق را میگرفت و بر حسب سن کودکان آنها را حد میزد.
4- وضعیت رشد کودک:
رعایت رشد نیز مهم است کودکی که شدیدا وابسته و نازپرورده است در تنبیه، درد شدیدی را متحمل میشود. و شرایط جسمی، روحی، فکری، خانوادگی هر کدام اقتضائاتی دارد که باید کاملا رعایت شود و حساب شده تصمیم گیری شود. کودکان باهوش اگر تنبیه شوند بیشتر از کودکان کم هوش صدمه میبینند.
5- تناسب جرم و تنبیه:
شرط تناسب یعنی تناسب و میزان جرم با تنبیه هم باید رعایت شود به خاطر مسئله ناچیزی، کودک را نباید تنبیه کرد و باید نوع جرم و تنبیهی که در نظر گرفته میشود ملاحظه شود و هماهنگی و تناسب بین آنها حفظ شود.
6- رعایت عدالت:
یکی از شرایط مهم رعایت عدالت، در تنبیه کردن است. هیچ گاه نباید کودک را به خاطر تشفی خاطر خود یا برای انتقام جویی تنبیه کرد. بلکه همواره باید صلاح کودک مدنظر باشد. نه تشفی خاطر، یا فرونشاندن غضب و یا انتقام گیری از وی، زیرا چه بسا آثار زیانبار و ناگواری را به دنبال داشته باشد.
7- رعایت تنوع تنبیه:
شرط رعایت تنوع نیز لازم است، چه بسا یک شیوه کارساز نباشد. باید بدانیم کدام نوع از تنبیه را به کار ببریم، و اصرار نداشته باشیم همیشه مثلا از شیوه ملامت کردن استفاده کنیم. اسلام میگوید در تنبیه باید مراحل و مراتب آن را رعایت کرد و باید از مرحله ضعیف شروع کرد چرا که شاید با اجرای مرحلهای ضعیف از تنبیه، مثل یک تغییر چهره، کودک به اشتباه خود پی ببرد و اصلاح شود که دراین صورت دیگر نیازی به تنبیه بدنی نخواهد بود.
8- اکتفا به حداقل:
آخرین اصل و شرط مهم شرط حداقل است. زیرا هدف از تنبیه آگاهی و اصلاح کودک است و وقتی هدف حاصل شد دیگر تنبیه معنی ندارد. همین طور اگر پس از تنبیه کودک رفتار او اصلاح شد دیگر نباید رفتار خلاف او را به رخ کشید و آن را بهانهای برای تنبیه و سرزنش او قرار دهیم. و هم چنین تنبیه را نباید با خشونت و با ظرفیت حداکثر توان اعمال کرد مخصوصا اگر اعمال آن برای اولین بار و آن هم برای کودک باشد. زیرا این گونه تنبیهات زمینه را برای احساس بی پناهی کودک و در نتیجه فساد و گاهی تعدد شخصیت فراهم میکند و پیش از آنکه سبب هدایت و اصلاح شود عامل بدبختی کودک خواهد شد.
فوائد تنبیه به جا و متناسب
الف- اصلاح رفتار
تنبیه این فایده را به همراه دارد که کودک را سر عقل میآورد و او در مییابد که عمل خطایی را مرتکب شده و از تکرار آن باید خودداری کند. براساس اصل شرطی شدن، کودک رابطهای بین عمل و کیفر مییابد، میفهمد هر باری که عمل ناروایی را انجام دهد، باید زجر و رنج آن را هم تحمل کند، و بهاین نتیجه میرسد که سودش در ترک آن عمل است.
ب- یافتن راه صواب
گاهی تنبیه میتواند وسیلهای باشد برای یافتن راه صواب. یعنی کودک بهاین نتیجه میرسد کهاین راه قابل تکرار نیست و باید شیوه دیگری را در پیش گرفت، راه دیگری که از تنبیه مصون باشد.
ج- اثر بخشی فوری
از فواید دیگر تنبیه اثر بخشی فوری آن بر روی فرد است. کودکی را در نظر بگیرید که در خانه یا مدرسه شرارت میکند، مزاحم دیگران است، سر و صدا به راه انداخته، و برای دیگران صدمه آفریده است، با لجبازیهای خود در خانه آتش افروخته و برای دیگران رنج میآفریند. شاید شور و آشوب که او به پا کرده اجازه نمیدهد که کودک به خوداید و دست از عمل ناروایش بردارد. در چنین صورتی یک تنبیه حساب شده، میتواند محیطی را ساکت و آرام کند. جلوی آشوب و آتش افروزیهای او را بگیرد. و مجالی برای مربی پدید آورد، که بتواند اوضاع را سر و سامان دهد و یا حرف خود را بزند.
د-تضعیف رفتار
تنبیه در مواردی میتواند نقش ضعیف کنندهای را برای رفتار کودکایفا کند، و کودک تدریجا نسبت به آن رفتار بی اعتنا شده و از بدی رفتار خود بکاهد.
ه-ایجاد بیداری
تنبیه، گاهی آدمیرا به خود آورده و بیدار میکند، به عبارت دیگر عامل هشدار دهنده و بیداری آفرین است. عواقب شوء و نامیون عمل و تداوم ارتکاب، و عوارض سوئی که در انتظارش است او را بیدار و متنبه میکند.
مضرات تنبیه کردن
باید توجه داشت که استفاده از تنبیه جهت تغییر رفتار کودک گاه آثار ناخوشایند و زیانباری را به دنبال دارد که ذیلا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- یکی از اثرات منفی تنبیهاین است که تنبیه در شخص تنبیه شده نسبت به عامل تنبیه کننده و دیگران پرخاشگریایجاد میکند. افرادی که تنبیه میشوند در برابر آن واکنش متقابل نشان میدهند و باعث پرخاشگری نسبت به شخص تنبیه کننده و دیگران میشوند، و حتی ممکن است به دلیل مقاومت کردن علاوه بر پرخاشگری، فرار از خانه، انحراف اجتماعی و اخلاقی را به دنبال خود بیاورد.
2- اثر دوماین است که تنبیه گاه آثار جانبی نامطلوب به بار میآورد. ممکن است تنبیه در افرادی مخصوصا کودکان سبب ترس، وحشت و اضطراب گردد و تا مدتهای زیادی دوام یابد، واین ترس به محرکهای مختلفی که هنگام تنبیه شدن او حضور دارند تعمیم مییابد. مثلا کودک که توسط معلم تنبیه شده بعدا بر اثر تعمیم از مدرسه و مربی و مدیر و تمام محیط آموزشی زده میشود.
3- همچنین در برخی از موارد ممکن است، تنبیه باعث افزایش رفتار نامطلوب شود و شخص تنبیه شونده آن را وسیلهای برای ابراز وجود دارند، مثلا دانش آموزی که به خاطر رفتار نامطلوبش از بلندگوی مدرسه نامش خوانده میشود و یا در تابلوی مدرسه و یا روی تخته سیاه نوشته میشود، احساس خود بزرگ بینی کند و به دوستان خود هم بگوید ببین اسم من را میخوانند! و یا ممکن است معلم دانش آموز را به خاطر رفتار ناپسندش از کلاس بیرون کند، او هم به حیاط مدرسه برود و بازی کند پس او تقویت میشود واین نگرش در او به وجود میاید که برای بازی کردن باید رفتار ناپسند از خود نشان دهد.
4- در غیاب عوامل تنبیه کننده، و وقتی که عامل تنبیه کننده نباشد، ممکن است رفتارهای نامطلوب دوباره بروز کند. مثلا به محضاینکه معلم از کلاس بیرون میرود، دانش آموز دیگری را کتک بزند، هنگامیکه پلیس نباشد راننده خاطی از چراغ قرمز رد شود و غیره.این افراد آموخته اند که در حضور عوامل تنبیه کنندهاین رفتارها را واپس بزنند. بنابراین اثر تنبیه دائمینیست.
5- و نیز گفته شده که تنبیه به ارگانیسم نشان میدهد که چه کار نکند، نهاینکه چه کار بکند. یعنی وقتی که فردی را تنبیه میکنیم به او میگوییم، چه کاری را انجام ندهد، برعکس تقویت، که با تشویق کردن به او میفهمانیم که کارش را ادامه دهد ولی تنبیه به او نمیآموزد که چه کاری را انجام دهد، فقط او را از کارش باز داشتهایم. پس نقش تعلیمیو تربیتی تشویق را ندارد. و مانند تشویق منجر به یادگیری نمیشود.
6- وقتی از تنبیه استفاده میشود، خاطره ناخوشایندی را در ذهنایجاد میکند و ممکن است در موقع دیگر انتقام بگیرد. یا لا اقل کودک میآموزد که در بعضی موقعیتها صدمه زدن به دیگران جایز است.
7- تنبیه بدنی ممکن است باعث صدمه جسمانی گردد، مثلا در برخی موارد معلمیکه دانش آموزی را کتک زده باعث ناشنوایی او شده است و عوارض نامطلوب دیگری ممکن است به وجود بیاید.
8- شخصی که مرتب تنبیه میشود احساس حقارت و خود کم بینی در او شکل میگیرد واین نگرش را کسب میکند که من به درد هیچ کاری نمیخورم، برای نمونه کودکی که به سبب ریخت و پاش چیزها تنبیه میشود، یک بچه گریه کن از آب در میاید. اگراین تفکر به وجوداید، شخص حتی از استعدادی هم که دارد، نمیتواند به نحو مطلوب به دلیل احساس حقارتی که به وجود آمده است استفاده نماید.
تحلیل نتایج
با همهاین وجود گاهی تنبیه هم از نظر اسلام و هم از دیدگاه تربیتی و روانشناختی، ضرورت پیدا میکند که برای آخرین راه اصلاح و راه چاره از آن استفاده کنیم.
البته اجرای تنبیه، تابع اصول و شرایط تنبیه باید باشد از جمله:
1- تنبیه نباید بیش از مقدار جرم و گناه باشد.
2- در تنبیه باید قوت بدنی، سن و شخصیت افراد را در نظر داشت.
3- از تنبیه در حال غضب، باید اجتناب کرد.
4- اگر کودک قبل ازاینکه تنبیه شود، متنبه شد نباید او را تنبیه کرد. زیرا هدف از تنبیه آگاهی و اصلاح کودک است و وقتی هدف حاصل شد دیگر تنبیه، معنی ندارد.
5- در صورتی میتوان کودک را تنبیه کرد که علم به خلاف و بد بودن عمل کیفر داشتن آن را داشته باشیم.
6- نباید کودک را به خاطر تشفی خاطر خود تنبیه کرد بلکه همواره باید صلاح کودک مدنظر باشد.
7- در تنبیه باید مراحل و مراتب آن را رعایت کرد، و باید از مرحله ضعیف شروع کرد چرا که شاید با اجرای مرحلهای ضعیف از تنبیه مثلا یک تغییر چهره کودک به اشتباه خود پی ببرد، و اصلاح شود که دراین صورت دیگر نیازی به تنبیه بدنی نخواهد بود.
8- هنگامیکه هیچ کدام از تکنیکهای تغییر رفتار نامطلوب(خاموشی، اشباع و تقویت رفتار مغایر) اثری نداشت، به عنوان آخرین راه چاره باشد.
9- به هدف یاد دادن چیزی به کودک جهت اطلاع و اخطار که آن عامل خطرناک است، باید از تنبیه استفاده کنیم. مثلا کودکی که شناختی نسبت به خطرناک بودن وسایل برقی ندارد وقتی به آن نزدیک میشود با صدای بلند و ژست ناخوشایندی به او میفهمانیم که به او دست نزند.
10- هنگامیکه شخص رفتاری خلاف مقررات انجام داده و باید مورد تنبیه قرار گیرد تا رفتارهای نامطلوبش از بین برود، مانند بزهکاران اجتماعی یا بعضی مواقع برای عبرت گرفتن دیگران راهی جز تنبیه نداریم.
11- باید برای استفاده کردن از تنبیه برنامه داشته باشیم، تا برای تغییر رفتار موثر واقع شود، والا اثر تنبیه ناچیز خواهد بود.
ارسال شده: احمدی


رفتن به بالای صفحه
