رمز عبورم را فراموش کرده ام
شما هم عضو شويد
احكام طهار ...
آب مطلق و مضاف
15 آب يا مطلق استيا مضاف: آب مضاف آبى است كه آن را از چيزى بگيرند،مثل آب هندوانه و گلاب، يا با چيزى مخلوط باشد، مثل آبى كه به قدرى با گل و مانند آن مخلوط شود كه ديگر به آن آب نگويند. و غير اينها آب مطلق است و آن بر پنج قسم است: اول: آب كر. دوم: آب قليل. سوم: آب جارى. چهارم: آب باران.پنجم: آب چاه.
1- آب كر
16 آب كر مقدار آبى است كه اگر در ظرفى كه درازا و پهنا و گودى آن هر يك سه وجب و نيم است بريزند آن ظرف را پر كند، و وزن آن از من تبريز مثقال كمتر است، و به حسب كيلوى متعارف بنابر اقرب 419/377 كيلوگرم مىشود.
17 اگر عين نجس مانند بول و خون به آب كر برسد، چنانچه به واسطه آن بويا رنگ و يا مزه آب تغيير كند آب نجس مىشود، و اگر تغيير نكند، نجس نمىشود.
18 اگر بوى آب كر به واسطه غير نجاست تغيير كند، نجس نمىشود.
19 اگر عين نجس مانند خون به آبى كه بيشتر از كر است برسد و بو يا رنگ يا مزه قسمتى از آن را تغيير دهد، چنانچه مقدارى كه تغيير نكرده كمتر از كر باشد،تمام آب نجس مىشود. و اگر به اندازه كر يا بيشتر باشد، فقط مقدارى كه بو يا مزه يا رنگ آن تغيير كرده نجس است.
20 آب فواره اگر متصل به كر باشد آب نجس را پاك مىكند در صورتى كه مخلوط با آن شود. ولى اگر قطره قطره روى آن آب نجس بريزد آن را پاك نمىكند،مگر آنكه چيزى روى فواره بگيرند تا آب آن قبل از قطره قطره شدن، به آب نجس متصل شود و با آن مخلوط گردد.
21 اگر چيز نجس را زير شيرى كه متصل به كر است بشويند آبى كه از آن چيز مىريزد اگر متصل به كر باشد و بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است
22 اگر مقدارى از آب كر يخ ببندد و باقى آن بقدر كر نباشد چنانچه نجاست به آن برسد نجس مىشود، و هر قدر از يخ هم آب شود نجس است .
23 آبى كه به اندازه كر بوده، اگر انسان شك كند از كر كمتر شده يا نه مثل آب كر است ، يعنى نجاست را پاك مىكند و اگر نجاستى هم به آن برسد نجس نمىشود. و آبى كه كمتر از كر بوده و انسان شك دارد به مقدار كر شده يا نه حكم آب كر ندارد .
24 كر بودن آب به دو راه ثابت مىشود: اول: آن كه خود انسان يقين كند. دوم: آن كه دو مرد عادل خبر دهند.
2- آب قليل
25 آب قليل آبى است كه از زمين نجوشد و از كر كمتر باشد.
26 اگر آب قليل روى چيز نجس بريزد يا چيز نجس به آن برسد نجس مىشود، ولى اگر از بالا با فشار روى چيز نجس بريزد مقدارى كه به آن چيز مىرسد نجس ، و هر چه بالاتر از آن است پاك مىباشد، و نيز اگر مثل فواره با فشار از پايين به بالا رود در صورتى كه نجاست به بالا برسد پايين نجس نمىشود و اگر نجاست به پايين برسد بالا نجس مىشود.
27 آب قليلى كه براى برطرف كردن عين نجاست روى چيز نجس ريخته شود و از آن جدا گردد، نجس است ، و همچنين بنابر اقوى بايد از آب قليلى هم كه بعد از برطرف شدن عين نجاست ، براى آب كشيدن چيز نجس روى آن مىريزند و از آن جدا مىشود، اجتناب كنند. ولى آبى كه با آن مخرج بول و غائط را مى شويند با پنجشرط پاك است: اول : آن كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد. دوم : نجاستى از خارج به آن نرسيده باشد. سوم : نجاست ديگرى مثل خون، يا بول يا غائط بيرون نيامده باشد. چهارم : ذرههاى غائط در آب پيدا نباشد. پنجم : بيشتر از مقدار معمول ، نجاست به اطراف مخرج نرسيده باشد.
3- آب جارى
28 آب جارى آبى است كه از زمين بجوشدو جريان داشته باشد مانند آب چشمه و قنات .
29 آب جارى اگر چه كمتر از كر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتى بو يا رنگ يا مزه آن بواسطه نجاست تغيير نكرده پاك است .
30 اگر نجاستى به آب جارى برسد مقدارى از آن كه بو يا رنگ يا مزهاش بواسطه نجاست تغيير كرده نجس است و طرفى كه متصل به چشمه است اگر چه كمتر از كر باشد پاك است . و آبهاى ديگر نهر اگر به اندازه كر باشد يا بواسطه آبى كه تغيير نكرده به آب طرف چشمه متصل باشد، پاك و گر نه نجس است .
31 آب چشمهاى كه جارى نيست ولى طورى است كه اگر از آن بردارند باز مىجوشد حكم آب جارى دارد. يعنى اگر نجاست به آن برسد، تا وقتى بو يا رنگ يا مزه آن بواسطه نجاست تغيير نكرده پاك است .
32 آبى كه كنار نهر ايستاده و متصل به آب جارى استحكم آب جارى دارد.
33 چشمهاى كه مثلا در زمستان مىجوشد و در تابستان از جوشش مىافتد فقط وقتى كه مىجوشد حكم آب جارى دارد.
34 آب حوض حمام اگر چه كمتر از كر باشد چنانچه به خزينهاى كه آب آن به اندازه كر است متصل باشد مثل آب جارى است .
35 آب لولههاى حمام كه از شيرها و دوشها مىريزد اگر متصل به كر باشد مثل آب جارى است و آب لولههاى عمارات اگر متصل به كر باشد در حكم آب كر است .
36 آبى كه روى زمين جريان دارد ولى از زمين نمىجوشد، چنانچه كمتر از كر باشد و نجاست به آن برسد نجس مىشود اما اگر از بالا با فشار به پايين بريزد، چنانچه نجاست به پايين آن برسد بالاى آن نجس نمىشود.
4- آب باران
37 اگر به چيز نجسى كه عين نجاست در آن نيستيك مرتبه باران ببارد جايى كه باران به آن برسد پاك مىشود . و در فرش و لباس و مانند اينها فشار لازم نيست ولى باريدن دو سه قطره فايده ندارد، بلكه بايد طورى باشد كه بگويند باران مىآيد.
38 اگر باران به عين نجس ببارد و به جاى ديگر ترشح كند، چنانچه عين نجاست همراه آن نباشد و بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است . پس اگر باران بر خون ببارد و ترشح كند ، چنانچه ذرهاى خون در آن باشد يا آن كه بو يا رنگ يا مزه خون گرفته باشد نجس است .
39 اگر بر سقف عمارت يا روى بام آن عين نجاست باشد، تا وقتى باران به بام مىبارد آبى كه به چيز نجس رسيده و از سقف يا ناودان مىريزد پاك است . و بعد از قطع شدن باران اگر معلوم باشد آبى كه مىريزد به چيز نجس رسيده است ، نجس مىباشد.
40 زمين نجسى كه باران بر آن ببارد پاك مىشود. و اگر باران بر زمين جارى شود و به جاى نجسى كه زير سقف است برسد ، آن را نيز پاك مىكند .
41 خاك نجسى كه به واسطه باران گل شود و آب آن را فرا گيرد پاك است. اما اگر فقط رطوبت به آن برسد پاك نمىشود.
42 هرگاه آب باران در جايى جمع شود اگر چه كمتر از كر باشد، چنانجه موقعى كه باران مىآيد چيز نجسى را در آن بشويند و آب بو يا رنگ يا مزه نجاست نگيرد، آن چيز نجس پاك مىشود.
43 اگر بر فرش پاكى كه روى زمين نجس است باران ببارد، و بر زمين نجس جارى شود، فرش نجس نمىشود و زمين هم پاك مىگردد.
5- آب چاه
44 آب چاهى كه از زمين مىجوشد اگر چه كمتر از كر باشد چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتى بو يا رنگ يا مزه آن به واسطه نجاست تغيير نكرده پاك است، ولى مستحب است پس از رسيدن بعضى از نجاستها مقدارى كه در كتابهاى مفصل گفته شده از آب آن بكشند.
45 اگر نجاستى در چاه بريزد و بو يا رنگ يا مزه آب آن را تغيير دهد، چنانچه تغيير آب چاه از بين برود، موقعى پاك مىشود كه با آبى كه از چاه مىجوشد، مخلوط گردد.
46 اگر آب باران يا آب ديگر، در گودالى جمع شود و كمتر از كر باشد، چنانچه بعد از قطع شدن باران نجاست به آن برسد، نجس مىشود.
احكام آبها
47 آب مضاف كه معنى آن گفته شد، چيز نجس را پاك نمىكند، وضو و غسل هم باآن باطل است.
48 اگر ذرهاى نجاست به آب مضاف برسد نجس مىشود. ولى چنانچه از بالابا فشار روى چيز نجس بريزد، مقدارى كه به چيز نجس رسيده نجس، و مقدارى كه بالاتر از آن است پاك مىباشد. مثلا اگر گلاب را از گلابدان روى دست نجس بريزند،آنچه به دست رسيده نجس و آنچه به دست نرسيده پاك است. و نيز اگر مثل فواره با فشار از پايين به بالا برود اگر نجاست به بالا برسد، پايين نجس نمىشود.
49 اگر آب مضاف نجس طورى با آب كر يا جارى مخلوط شود كه ديگر آب مضاف به آن نگويند، پاك مىشود.
50 آبى كه مطلق بوده و معلوم نيست مضاف شده يا نه، مثل آب مطلق است،يعنى چيز نجس را پاك مىكند، وضو و غسل هم با آن صحيح است. و آبى كه مضاف بودهو معلوم نيست مطلق شده يا نه مثل آب مضاف است، يعنى چيز نجس را پاك نمىكند،وضو و غسل هم با آن باطل است.
51 آبى كه معلوم نيست مطلق استيا مضاف، و معلوم نيست كه قبلا مطلق يا مضاف بوده، نجاست را پاك نمىكند، وضو و غسل هم با آن باطل است. ولى اگر بهاندازه كر يا بيشتر باشد و نجاست به آن برسد حكم به نجس بودن آن نمىشود.
52 آبى كه عين نجاست مثل خون و بول به آن برسد و بو يا رنگ يا مزه آن را تغيير دهد، اگر چه كر يا جارى باشد، نجس مىشود. ولى اگر بو يا رنگ يا مزه آن به واسطه نجاستى كه بيرون آن است عوض شود، مثلا مردارى كه پهلوى آب است بوى آن را تغيير دهد، نجس نمىشود.
53 آبى كه عين نجاست مثل خون و بول در آن ريخته و بو يا رنگ يا مزه آن را تغيير داده، چنانكه به كر يا جارى متصل شود، يا باران بر آن ببارد، يا باد باران را در آن بريزد، يا آب باران در موقع باريدن از ناودان در آن جارى شود و تغيير آن از بين برود، پاك مىشود، ولى بايد آب باران يا كر يا جارى با آن مخلوط گردد.
54 اگر چيز نجس را در آب كر يا جارى فرو برند، و در چيزهايى كه قابل فشار دادن است مانند فرش و لباس، طورى فشار، يا در داخل آب حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود، چنانچه از چيزهايى باشد كه در دفعه اول پاك مىشود، آبى كه بعداز بيرون آوردن، از آن مىريزد، پاك است و اگر از چيزهايى باشد كه بايد دو مرتبه آن را در آب فرو برند تا پاك شود، آبى كه بعد از دفعه دوم از آن مىريزد،پاك مىباشد.
55 آبى كه پاك بوده و معلوم نيست نجس شده يا نه پاك است. و آبى كه نجس بوده و معلوم نيست پاك شده يا نه، نجس است.
56 نيم خورده سگ و خوك و كافر ، نجس و خوردن آن حرام است. و نيم خورده حيوانات حرام گوشت پاك و خوردن آن مكروه مىباشد.
احكام تخلى (بول و غائط كردن)
57 واجب است انسان وقت تخلى و مواقع ديگر عورت خود را از كسانى كه مكلفند، اگر چه مثل خواهر و مادر با او محرم باشند، و همچنين از ديوانه مميز و بچههاى مميز كه خوب و بد را مىفهمند بپوشاند، ولى زن و شوهر لازم نيست عورت خود را از يكديگر بپوشانند.
58 لازم نيست با چيز مخصوصى عورت خود را بپوشاند و اگر مثلا با دست هم آن را بپوشاند كافى است.
59 موقع تخلى بايد طرف جلوى بدن يعنى شكم و سينه رو به قبله و پشت به قبله نباشد.
60 اگر موقع تخلى طرف جلوى بدن كسى رو به قبله يا پشت به قبله باشد و عورت را از قبله بگرداند، كفايت نمىكند. و اگر جلوى بدن او رو به قبله يا پشت به قبله نباشد، احتياط واجب آن است كه عورت را رو به قبله يا پشت به قبله ننمايد.
61 در موقع تطهير مخرج بول و غائط رو به قبله و پشت به قبله بودن اشكالى ندارد، ولى اگر در موقع استبراء، بول از مخرج بيرون آيد در اين حال رو به قبله و پشت به قبله بودن حرام است.
62 اگر براى آنكه نامحرم او را نبيند مجبور شود رو به قبله يا پشت به قبله بنشيند، بايد رو به قبله يا پشت به قبله بنشيند. و نيز اگر از راه ديگر ناچار باشد كه رو به قبله يا پشت به قبله بنشيند، مانعى ندارد.
63 احتياط واجب آن است كه بچه را در وقت تخلى رو به قبله يا پشت به قبله ننشانند، ولى اگر خود بچه بنشيند جلوگيرى از او واجب نيست.
64 در چهار جا تخلى حرام است: اول: در كوچههاى بن بست در صورتى كه صاحبانش اجازه نداده باشند. دوم: در ملك كسى كه اجازه تخلى نداده است. سوم: در جايى كه براى عده مخصوصى وقف شده است، مثل بعضى از مدرسهها. چهارم: روى قبر مؤمنين در صورتى كه بىاحترامى به آنان باشد.
65 در سه صورت مخرج غائط فقط با آب پاك مىشود: اول: آنكه با غائط، نجاست ديگرى مثل خون بيرون آمده باشد. دوم: آنكه نجاستى از خارج به مخرج غائط رسيده باشد. سوم: آنكه اطراف مخرج بيشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد. و در غير اين سه صورت مىشود مخرج را با آب شست و يا به دستورى كه بعدا گفته مىشود با پارچهو سنگ و مانند اينها پاك كرد، اگر چه شستن با آب بهتر است.
66 مخرج بول با غير آب پاك نمىشود، و مردها اگر بعد از برطرف شدن بول يك مرتبه بشويند كافى است، ولى زنها و همچنين كسانى كه بولشان از غير مجراى طبيعى مىآيد، احتياط واجب آن است كه دو مرتبه بشويند.
67 اگر مخرج غائط را با آب بشويند، بايد چيزى از غائط در آن نماند، ولى باقى ماندن رنگ و بوى آن مانعى ندارد. و اگر در دفعه اول طورى شسته شود كه ذرهاى از غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نيست.
68 هرگاه با سنگ و كلوخ و مانند اينها غائط را از مخرج برطرف كنند، اگر چه پاك شدنش محل تامل است، ولى نماز خواندن مانعى ندارد، و چنانچه چيزى هم به آن برسد نجس نمىشود، و ذرههاى كوچك و لزوجت محل اشكال ندارد.
69 لازم نيست با سه سنگ يا سه پارچه مخرج را پاك كنند بلكه با اطراف يك سنگ يا يك پارچه هم كافى است، بلكه اگر با يك مرتبه هم غائط برطرف شد، كفايت مىكند. ولى با استخوان و سرگين و يا چيزهايى كه احترام آنها لازم است، مانند كاغذى كه اسم خدا بر آن نوشته، اگر پاك كند محل را، نماز نمىتواند بخواند.
70 اگر شك كند كه مخرج را تطهير كرده يا نه، اگر چه هميشه بعد از بول يا غائط فورا تطهير مىكرده، بايد خود را تطهير نمايد.
71 اگر بعد از نماز شك كند كه قبل از نماز مخرج را تطهير كرده يا نه، نمازى كه خوانده صحيح است، ولى براى نمازهاى بعد بايد تطهير كند.
استبراء
72 استبراء عمل مستحبى است كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مىدهند، و آن داراى اقسامى است. و بهترين آنها اين است كه بعد از قطع شدن بول اگر مخرج غائط نجس شده اول آن را تطهير كنند، بعد سه دفعه با انگشت ميانه دست چپ از مخرج غائط تا بيخ آلت بكشند، و بعد شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زير آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنهگاه بكشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.
73 آبى كه گاهى بعد از ملاعبه و بازى كردن از انسان خارج مىشود، و به آن مذىمىگويند پاك است. نيز آبى كه گاهى بعد از منى بيرون مىآيد، و به آن وذى گفته مىشود و آبى كه گاهى بعد از بول بيرون مىآيد و به آن ودى مىگويند، اگر بول بهآن نرسيده باشد، پاك است. و چنانچه بعد از بول استبراء كند و بعد آبى از او خارج شود شك كند كه بول استيا يكى از اينها، پاك مىباشد.
74 اگر انسان شك كند استبراء كرده يا نه و رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند پاك استيا نه، نجس مىباشد، و چنانچه وضو گرفته باشد باطل مىشود. ولى اگر شك كند كه استبرايى كه كرده درست بوده يا نه و رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند پاك استيا نه، پاك مىباشد، وضو را هم باطل نمىكند.
75 كسى كه استبراء نكرده اگر به واسطه آنكه مدتى از بول كردن او گذشته يقين كند بول در مجرى نمانده است، و رطوبتى ببيند و شك كند كه پاك استيا نه،آن رطوبت پاك مىباشد، وضو را هم باطل نمى كند.
76 اگر انسان بعد از بول استبراء كند و وضو بگيرد، چنانچه بعد از وضو رطوبت ببيند كه بداند يا بول استيا منى، واجب است احتياطا غسل كند، وضو هم بگيرد. ولى اگر وضو نگرفته باشد، فقط گرفتن وضو كافى است.
77 براى زن استبراء از بول نيست، و اگر رطوبتى ببيند و شك كند پاك استيا نه، پاك مىباشد، وضو و غسل او را هم باطل نمىكند.
مستحبات و مكروهات تخلى
78 مستحب است در موقع تخلى جايى بنشيند كه كسى او را نبيند، و موقع وارد شدن به مكان تخلى اول پاى چپ و موقع بيرون آمدن اول پاى راست را بگذارد. و همچنين مستحب است در حال تخلى سر را بپوشاند، و سنگينى بدن را بر پاى چپ بيندازد.
79 نشستن روبروى خورشيد و ماه در موقع تخلى مكروه است، ولى اگر عورت خود را به وسيلهاى بپوشاند مكروه نيست. و نيز در موقع تخلى نشستن روبروى باد، و در جاده و خيابان و كوچه و درب خانه، و زير درختى كه ميوه مىدهد، و چيز خوردن و توقف زياد، و تطهير كردن با دست راست مكروه است. و همچنين استحرف زدن در حال تخلى، ولى اگر ناچار باشد يا ذكر خدا بگويد، اشكال ندارد.
80 ايستاده بول كردن و بول كردن در زمين سخت و سوراخ جانوران و در آب خصوصا آب ايستاده، مكروه است.
81 خوددارى كردن از بول و غائط مكروه است. و اگر ضرر برساند، بايد خوددارى نكند.
82 مستحب است انسان پيش از نماز و پيش از خواب و پيش از جماع و بعد از بيرون آمدن منى بول كند.
15 آب يا مطلق استيا مضاف: آب مضاف آبى است كه آن را از چيزى بگيرند،مثل آب هندوانه و گلاب، يا با چيزى مخلوط باشد، مثل آبى كه به قدرى با گل و مانند آن مخلوط شود كه ديگر به آن آب نگويند. و غير اينها آب مطلق است و آن بر پنج قسم است: اول: آب كر. دوم: آب قليل. سوم: آب جارى. چهارم: آب باران.پنجم: آب چاه.
1- آب كر
16 آب كر مقدار آبى است كه اگر در ظرفى كه درازا و پهنا و گودى آن هر يك سه وجب و نيم است بريزند آن ظرف را پر كند، و وزن آن از من تبريز مثقال كمتر است، و به حسب كيلوى متعارف بنابر اقرب 419/377 كيلوگرم مىشود.
17 اگر عين نجس مانند بول و خون به آب كر برسد، چنانچه به واسطه آن بويا رنگ و يا مزه آب تغيير كند آب نجس مىشود، و اگر تغيير نكند، نجس نمىشود.
18 اگر بوى آب كر به واسطه غير نجاست تغيير كند، نجس نمىشود.
19 اگر عين نجس مانند خون به آبى كه بيشتر از كر است برسد و بو يا رنگ يا مزه قسمتى از آن را تغيير دهد، چنانچه مقدارى كه تغيير نكرده كمتر از كر باشد،تمام آب نجس مىشود. و اگر به اندازه كر يا بيشتر باشد، فقط مقدارى كه بو يا مزه يا رنگ آن تغيير كرده نجس است.
20 آب فواره اگر متصل به كر باشد آب نجس را پاك مىكند در صورتى كه مخلوط با آن شود. ولى اگر قطره قطره روى آن آب نجس بريزد آن را پاك نمىكند،مگر آنكه چيزى روى فواره بگيرند تا آب آن قبل از قطره قطره شدن، به آب نجس متصل شود و با آن مخلوط گردد.
21 اگر چيز نجس را زير شيرى كه متصل به كر است بشويند آبى كه از آن چيز مىريزد اگر متصل به كر باشد و بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است
22 اگر مقدارى از آب كر يخ ببندد و باقى آن بقدر كر نباشد چنانچه نجاست به آن برسد نجس مىشود، و هر قدر از يخ هم آب شود نجس است .
23 آبى كه به اندازه كر بوده، اگر انسان شك كند از كر كمتر شده يا نه مثل آب كر است ، يعنى نجاست را پاك مىكند و اگر نجاستى هم به آن برسد نجس نمىشود. و آبى كه كمتر از كر بوده و انسان شك دارد به مقدار كر شده يا نه حكم آب كر ندارد .
24 كر بودن آب به دو راه ثابت مىشود: اول: آن كه خود انسان يقين كند. دوم: آن كه دو مرد عادل خبر دهند.
2- آب قليل
25 آب قليل آبى است كه از زمين نجوشد و از كر كمتر باشد.
26 اگر آب قليل روى چيز نجس بريزد يا چيز نجس به آن برسد نجس مىشود، ولى اگر از بالا با فشار روى چيز نجس بريزد مقدارى كه به آن چيز مىرسد نجس ، و هر چه بالاتر از آن است پاك مىباشد، و نيز اگر مثل فواره با فشار از پايين به بالا رود در صورتى كه نجاست به بالا برسد پايين نجس نمىشود و اگر نجاست به پايين برسد بالا نجس مىشود.
27 آب قليلى كه براى برطرف كردن عين نجاست روى چيز نجس ريخته شود و از آن جدا گردد، نجس است ، و همچنين بنابر اقوى بايد از آب قليلى هم كه بعد از برطرف شدن عين نجاست ، براى آب كشيدن چيز نجس روى آن مىريزند و از آن جدا مىشود، اجتناب كنند. ولى آبى كه با آن مخرج بول و غائط را مى شويند با پنجشرط پاك است: اول : آن كه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد. دوم : نجاستى از خارج به آن نرسيده باشد. سوم : نجاست ديگرى مثل خون، يا بول يا غائط بيرون نيامده باشد. چهارم : ذرههاى غائط در آب پيدا نباشد. پنجم : بيشتر از مقدار معمول ، نجاست به اطراف مخرج نرسيده باشد.
3- آب جارى
28 آب جارى آبى است كه از زمين بجوشدو جريان داشته باشد مانند آب چشمه و قنات .
29 آب جارى اگر چه كمتر از كر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتى بو يا رنگ يا مزه آن بواسطه نجاست تغيير نكرده پاك است .
30 اگر نجاستى به آب جارى برسد مقدارى از آن كه بو يا رنگ يا مزهاش بواسطه نجاست تغيير كرده نجس است و طرفى كه متصل به چشمه است اگر چه كمتر از كر باشد پاك است . و آبهاى ديگر نهر اگر به اندازه كر باشد يا بواسطه آبى كه تغيير نكرده به آب طرف چشمه متصل باشد، پاك و گر نه نجس است .
31 آب چشمهاى كه جارى نيست ولى طورى است كه اگر از آن بردارند باز مىجوشد حكم آب جارى دارد. يعنى اگر نجاست به آن برسد، تا وقتى بو يا رنگ يا مزه آن بواسطه نجاست تغيير نكرده پاك است .
32 آبى كه كنار نهر ايستاده و متصل به آب جارى استحكم آب جارى دارد.
33 چشمهاى كه مثلا در زمستان مىجوشد و در تابستان از جوشش مىافتد فقط وقتى كه مىجوشد حكم آب جارى دارد.
34 آب حوض حمام اگر چه كمتر از كر باشد چنانچه به خزينهاى كه آب آن به اندازه كر است متصل باشد مثل آب جارى است .
35 آب لولههاى حمام كه از شيرها و دوشها مىريزد اگر متصل به كر باشد مثل آب جارى است و آب لولههاى عمارات اگر متصل به كر باشد در حكم آب كر است .
36 آبى كه روى زمين جريان دارد ولى از زمين نمىجوشد، چنانچه كمتر از كر باشد و نجاست به آن برسد نجس مىشود اما اگر از بالا با فشار به پايين بريزد، چنانچه نجاست به پايين آن برسد بالاى آن نجس نمىشود.
4- آب باران
37 اگر به چيز نجسى كه عين نجاست در آن نيستيك مرتبه باران ببارد جايى كه باران به آن برسد پاك مىشود . و در فرش و لباس و مانند اينها فشار لازم نيست ولى باريدن دو سه قطره فايده ندارد، بلكه بايد طورى باشد كه بگويند باران مىآيد.
38 اگر باران به عين نجس ببارد و به جاى ديگر ترشح كند، چنانچه عين نجاست همراه آن نباشد و بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد پاك است . پس اگر باران بر خون ببارد و ترشح كند ، چنانچه ذرهاى خون در آن باشد يا آن كه بو يا رنگ يا مزه خون گرفته باشد نجس است .
39 اگر بر سقف عمارت يا روى بام آن عين نجاست باشد، تا وقتى باران به بام مىبارد آبى كه به چيز نجس رسيده و از سقف يا ناودان مىريزد پاك است . و بعد از قطع شدن باران اگر معلوم باشد آبى كه مىريزد به چيز نجس رسيده است ، نجس مىباشد.
40 زمين نجسى كه باران بر آن ببارد پاك مىشود. و اگر باران بر زمين جارى شود و به جاى نجسى كه زير سقف است برسد ، آن را نيز پاك مىكند .
41 خاك نجسى كه به واسطه باران گل شود و آب آن را فرا گيرد پاك است. اما اگر فقط رطوبت به آن برسد پاك نمىشود.
42 هرگاه آب باران در جايى جمع شود اگر چه كمتر از كر باشد، چنانجه موقعى كه باران مىآيد چيز نجسى را در آن بشويند و آب بو يا رنگ يا مزه نجاست نگيرد، آن چيز نجس پاك مىشود.
43 اگر بر فرش پاكى كه روى زمين نجس است باران ببارد، و بر زمين نجس جارى شود، فرش نجس نمىشود و زمين هم پاك مىگردد.
5- آب چاه
44 آب چاهى كه از زمين مىجوشد اگر چه كمتر از كر باشد چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتى بو يا رنگ يا مزه آن به واسطه نجاست تغيير نكرده پاك است، ولى مستحب است پس از رسيدن بعضى از نجاستها مقدارى كه در كتابهاى مفصل گفته شده از آب آن بكشند.
45 اگر نجاستى در چاه بريزد و بو يا رنگ يا مزه آب آن را تغيير دهد، چنانچه تغيير آب چاه از بين برود، موقعى پاك مىشود كه با آبى كه از چاه مىجوشد، مخلوط گردد.
46 اگر آب باران يا آب ديگر، در گودالى جمع شود و كمتر از كر باشد، چنانچه بعد از قطع شدن باران نجاست به آن برسد، نجس مىشود.
احكام آبها
47 آب مضاف كه معنى آن گفته شد، چيز نجس را پاك نمىكند، وضو و غسل هم باآن باطل است.
48 اگر ذرهاى نجاست به آب مضاف برسد نجس مىشود. ولى چنانچه از بالابا فشار روى چيز نجس بريزد، مقدارى كه به چيز نجس رسيده نجس، و مقدارى كه بالاتر از آن است پاك مىباشد. مثلا اگر گلاب را از گلابدان روى دست نجس بريزند،آنچه به دست رسيده نجس و آنچه به دست نرسيده پاك است. و نيز اگر مثل فواره با فشار از پايين به بالا برود اگر نجاست به بالا برسد، پايين نجس نمىشود.
49 اگر آب مضاف نجس طورى با آب كر يا جارى مخلوط شود كه ديگر آب مضاف به آن نگويند، پاك مىشود.
50 آبى كه مطلق بوده و معلوم نيست مضاف شده يا نه، مثل آب مطلق است،يعنى چيز نجس را پاك مىكند، وضو و غسل هم با آن صحيح است. و آبى كه مضاف بودهو معلوم نيست مطلق شده يا نه مثل آب مضاف است، يعنى چيز نجس را پاك نمىكند،وضو و غسل هم با آن باطل است.
51 آبى كه معلوم نيست مطلق استيا مضاف، و معلوم نيست كه قبلا مطلق يا مضاف بوده، نجاست را پاك نمىكند، وضو و غسل هم با آن باطل است. ولى اگر بهاندازه كر يا بيشتر باشد و نجاست به آن برسد حكم به نجس بودن آن نمىشود.
52 آبى كه عين نجاست مثل خون و بول به آن برسد و بو يا رنگ يا مزه آن را تغيير دهد، اگر چه كر يا جارى باشد، نجس مىشود. ولى اگر بو يا رنگ يا مزه آن به واسطه نجاستى كه بيرون آن است عوض شود، مثلا مردارى كه پهلوى آب است بوى آن را تغيير دهد، نجس نمىشود.
53 آبى كه عين نجاست مثل خون و بول در آن ريخته و بو يا رنگ يا مزه آن را تغيير داده، چنانكه به كر يا جارى متصل شود، يا باران بر آن ببارد، يا باد باران را در آن بريزد، يا آب باران در موقع باريدن از ناودان در آن جارى شود و تغيير آن از بين برود، پاك مىشود، ولى بايد آب باران يا كر يا جارى با آن مخلوط گردد.
54 اگر چيز نجس را در آب كر يا جارى فرو برند، و در چيزهايى كه قابل فشار دادن است مانند فرش و لباس، طورى فشار، يا در داخل آب حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود، چنانچه از چيزهايى باشد كه در دفعه اول پاك مىشود، آبى كه بعداز بيرون آوردن، از آن مىريزد، پاك است و اگر از چيزهايى باشد كه بايد دو مرتبه آن را در آب فرو برند تا پاك شود، آبى كه بعد از دفعه دوم از آن مىريزد،پاك مىباشد.
55 آبى كه پاك بوده و معلوم نيست نجس شده يا نه پاك است. و آبى كه نجس بوده و معلوم نيست پاك شده يا نه، نجس است.
56 نيم خورده سگ و خوك و كافر ، نجس و خوردن آن حرام است. و نيم خورده حيوانات حرام گوشت پاك و خوردن آن مكروه مىباشد.
احكام تخلى (بول و غائط كردن)
57 واجب است انسان وقت تخلى و مواقع ديگر عورت خود را از كسانى كه مكلفند، اگر چه مثل خواهر و مادر با او محرم باشند، و همچنين از ديوانه مميز و بچههاى مميز كه خوب و بد را مىفهمند بپوشاند، ولى زن و شوهر لازم نيست عورت خود را از يكديگر بپوشانند.
58 لازم نيست با چيز مخصوصى عورت خود را بپوشاند و اگر مثلا با دست هم آن را بپوشاند كافى است.
59 موقع تخلى بايد طرف جلوى بدن يعنى شكم و سينه رو به قبله و پشت به قبله نباشد.
60 اگر موقع تخلى طرف جلوى بدن كسى رو به قبله يا پشت به قبله باشد و عورت را از قبله بگرداند، كفايت نمىكند. و اگر جلوى بدن او رو به قبله يا پشت به قبله نباشد، احتياط واجب آن است كه عورت را رو به قبله يا پشت به قبله ننمايد.
61 در موقع تطهير مخرج بول و غائط رو به قبله و پشت به قبله بودن اشكالى ندارد، ولى اگر در موقع استبراء، بول از مخرج بيرون آيد در اين حال رو به قبله و پشت به قبله بودن حرام است.
62 اگر براى آنكه نامحرم او را نبيند مجبور شود رو به قبله يا پشت به قبله بنشيند، بايد رو به قبله يا پشت به قبله بنشيند. و نيز اگر از راه ديگر ناچار باشد كه رو به قبله يا پشت به قبله بنشيند، مانعى ندارد.
63 احتياط واجب آن است كه بچه را در وقت تخلى رو به قبله يا پشت به قبله ننشانند، ولى اگر خود بچه بنشيند جلوگيرى از او واجب نيست.
64 در چهار جا تخلى حرام است: اول: در كوچههاى بن بست در صورتى كه صاحبانش اجازه نداده باشند. دوم: در ملك كسى كه اجازه تخلى نداده است. سوم: در جايى كه براى عده مخصوصى وقف شده است، مثل بعضى از مدرسهها. چهارم: روى قبر مؤمنين در صورتى كه بىاحترامى به آنان باشد.
65 در سه صورت مخرج غائط فقط با آب پاك مىشود: اول: آنكه با غائط، نجاست ديگرى مثل خون بيرون آمده باشد. دوم: آنكه نجاستى از خارج به مخرج غائط رسيده باشد. سوم: آنكه اطراف مخرج بيشتر از مقدار معمول آلوده شده باشد. و در غير اين سه صورت مىشود مخرج را با آب شست و يا به دستورى كه بعدا گفته مىشود با پارچهو سنگ و مانند اينها پاك كرد، اگر چه شستن با آب بهتر است.
66 مخرج بول با غير آب پاك نمىشود، و مردها اگر بعد از برطرف شدن بول يك مرتبه بشويند كافى است، ولى زنها و همچنين كسانى كه بولشان از غير مجراى طبيعى مىآيد، احتياط واجب آن است كه دو مرتبه بشويند.
67 اگر مخرج غائط را با آب بشويند، بايد چيزى از غائط در آن نماند، ولى باقى ماندن رنگ و بوى آن مانعى ندارد. و اگر در دفعه اول طورى شسته شود كه ذرهاى از غائط در آن نماند، دوباره شستن لازم نيست.
68 هرگاه با سنگ و كلوخ و مانند اينها غائط را از مخرج برطرف كنند، اگر چه پاك شدنش محل تامل است، ولى نماز خواندن مانعى ندارد، و چنانچه چيزى هم به آن برسد نجس نمىشود، و ذرههاى كوچك و لزوجت محل اشكال ندارد.
69 لازم نيست با سه سنگ يا سه پارچه مخرج را پاك كنند بلكه با اطراف يك سنگ يا يك پارچه هم كافى است، بلكه اگر با يك مرتبه هم غائط برطرف شد، كفايت مىكند. ولى با استخوان و سرگين و يا چيزهايى كه احترام آنها لازم است، مانند كاغذى كه اسم خدا بر آن نوشته، اگر پاك كند محل را، نماز نمىتواند بخواند.
70 اگر شك كند كه مخرج را تطهير كرده يا نه، اگر چه هميشه بعد از بول يا غائط فورا تطهير مىكرده، بايد خود را تطهير نمايد.
71 اگر بعد از نماز شك كند كه قبل از نماز مخرج را تطهير كرده يا نه، نمازى كه خوانده صحيح است، ولى براى نمازهاى بعد بايد تطهير كند.
استبراء
72 استبراء عمل مستحبى است كه مردها بعد از بيرون آمدن بول انجام مىدهند، و آن داراى اقسامى است. و بهترين آنها اين است كه بعد از قطع شدن بول اگر مخرج غائط نجس شده اول آن را تطهير كنند، بعد سه دفعه با انگشت ميانه دست چپ از مخرج غائط تا بيخ آلت بكشند، و بعد شست را روى آلت و انگشت پهلوى شست را زير آن بگذارند و سه مرتبه تا ختنهگاه بكشند و پس از آن سه مرتبه سر آلت را فشار دهند.
73 آبى كه گاهى بعد از ملاعبه و بازى كردن از انسان خارج مىشود، و به آن مذىمىگويند پاك است. نيز آبى كه گاهى بعد از منى بيرون مىآيد، و به آن وذى گفته مىشود و آبى كه گاهى بعد از بول بيرون مىآيد و به آن ودى مىگويند، اگر بول بهآن نرسيده باشد، پاك است. و چنانچه بعد از بول استبراء كند و بعد آبى از او خارج شود شك كند كه بول استيا يكى از اينها، پاك مىباشد.
74 اگر انسان شك كند استبراء كرده يا نه و رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند پاك استيا نه، نجس مىباشد، و چنانچه وضو گرفته باشد باطل مىشود. ولى اگر شك كند كه استبرايى كه كرده درست بوده يا نه و رطوبتى از او بيرون آيد كه نداند پاك استيا نه، پاك مىباشد، وضو را هم باطل نمىكند.
75 كسى كه استبراء نكرده اگر به واسطه آنكه مدتى از بول كردن او گذشته يقين كند بول در مجرى نمانده است، و رطوبتى ببيند و شك كند كه پاك استيا نه،آن رطوبت پاك مىباشد، وضو را هم باطل نمى كند.
76 اگر انسان بعد از بول استبراء كند و وضو بگيرد، چنانچه بعد از وضو رطوبت ببيند كه بداند يا بول استيا منى، واجب است احتياطا غسل كند، وضو هم بگيرد. ولى اگر وضو نگرفته باشد، فقط گرفتن وضو كافى است.
77 براى زن استبراء از بول نيست، و اگر رطوبتى ببيند و شك كند پاك استيا نه، پاك مىباشد، وضو و غسل او را هم باطل نمىكند.
مستحبات و مكروهات تخلى
78 مستحب است در موقع تخلى جايى بنشيند كه كسى او را نبيند، و موقع وارد شدن به مكان تخلى اول پاى چپ و موقع بيرون آمدن اول پاى راست را بگذارد. و همچنين مستحب است در حال تخلى سر را بپوشاند، و سنگينى بدن را بر پاى چپ بيندازد.
79 نشستن روبروى خورشيد و ماه در موقع تخلى مكروه است، ولى اگر عورت خود را به وسيلهاى بپوشاند مكروه نيست. و نيز در موقع تخلى نشستن روبروى باد، و در جاده و خيابان و كوچه و درب خانه، و زير درختى كه ميوه مىدهد، و چيز خوردن و توقف زياد، و تطهير كردن با دست راست مكروه است. و همچنين استحرف زدن در حال تخلى، ولى اگر ناچار باشد يا ذكر خدا بگويد، اشكال ندارد.
80 ايستاده بول كردن و بول كردن در زمين سخت و سوراخ جانوران و در آب خصوصا آب ايستاده، مكروه است.
81 خوددارى كردن از بول و غائط مكروه است. و اگر ضرر برساند، بايد خوددارى نكند.
82 مستحب است انسان پيش از نماز و پيش از خواب و پيش از جماع و بعد از بيرون آمدن منى بول كند.


رفتن به بالای صفحه
