رمز عبور خود را فراموش کرده ام
شما هم عضو شويد
31- شجاعت
امام علی(ع):
الشجاعه عز حاضر، الجبن ذل ظاهر؛
شجاعت عزتی است آماده، ترس ذلتی است آشکار.
امام علی(ع):
الشجاعه نصره حاضره و فضیله ظاهره؛
شجاعت، نصرتی نقد و فضیلتی آشکار است.
امام علی(ع):
السخاء و الشجاعه غرائز شریفه، یضعها الله سیحانه فیمن أحبه و امتحنه؛
سخاوت و شجاعت خصلت های والایی هستند که خداوند سبحان آن دو را در وجود هرکس که دوستش داشته و او را آزموده باشد می گذارد.
امام علی(ع):
جبلت الشجاعه علی ثلاث طبائع، لکل واحده منهن فضیله لیست للاخری: السخاء بالنفس و الأنفه من الذل و طلب الذکر ...؛
شجاعت بر سه خصلت سرشته شده که هریک از آنها فضیلتی دارد که دیگری فاقد آن است: از خودگذشتگی، تن ندادن به خواری و ذلت و نامجویی.
امام علی(ع):
ثمره الشجاعه الغیره؛
غیرت میوه شجاعت است.
امام صادق(ع):
ثلاثه لا تعرف إلا فی ثلاث مواطن: لا یعرف الحلیم إلا عند الغضب و لا الشجاع إلا عند الحرب و لا أخ إلا عند الحاجه؛
سه کس اند که جز در سه جا شناخته نمی شوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نیازمندی.
امام علی(ع):
لا آشجع من لبیبٍ؛
شجاع تر از خردمند، وجود ندارد.
امام علی(ع):
لو تمیزت الأشیاء لکان الصدق مع الشجاعه و کان الجبن مع الکذب؛
اگر خصلت ها از یکدیگر متمایز و جدا شوند، هر آینه راستی با شجاعت باشد و بزدلی با دروغ.
امام علی(ع):
آفه الشجاعه إضاعه الحزم؛
آفت شجاعت، فرو گذاشتن دوراندیشی است.
امام علی(ع):
العدل أفضل من الشجاعه لأن الناس لواستعملوا العدل عموماً فی جمیعهم لا ستغنوا عن الشجاعه؛
عدالت بهتر از شجاعت است زیرا اگر مردم همگی عدالت را درباره همه بکار گیرند از شجاعت بی نیاز می شوند.
32- بردباری
امام صادق(ع):
الحلم سراج الله... و الحلم یدور علی خمسه أوجه: أن یکون عزیزاً فیذل أو یکون صادقاً فیتهم أو یدعو إلی الحق فیستخف به أو أن یؤذی بلا جرم أو أن یطالب بالحق و یخالفوه فیه، فإن آتیت کلا منها حقه فقد اصبت...؛
بردباری چراغ خداست ... پنج چیز است که بردباری می طلبد: شخص عزیز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت کند و سبکش بشمارند، بی گناه باشد و اذیت شود، حق طلبی کند و با او مخالفت کنند، اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار کنی، بردبار هستی ...
امام علی(ع):
الحلم غطاء ساتر و العقل حسام قاطع، فاستر خلل خلقک بحلمک و قاتل هواک بعقلک؛
بردباری پرده ای پوشاننده و عقل شمشیری برنده است، پس عیبهای اخلاقی خود را با بردباری بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخیز.
امام علی(ع):
إن لم تکن حلیماً فتحلم فإنه قل من تشبه بقوم إلا أوشک أن یکون منهم،
اگر بردبار نیستی خود را بردبار جلوه ده، زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و بزودی یکی از آنان نشود.
رسول اکرم(ص):
کاد الحلیم أن یکون نبیاً؛
آدم بردبار به پیامبری نزدیک است.
رسول اکرم(ص):
لیس بحلیم من لم یعاشر بالمعروف من لابد له من معاشرته حتی یجعل الله من ذلک مخرجاً؛
بردبار نیست آن که با کسی که چاره ای جز معاشرت با او ندارد به نیکی معاشرت نکند تا این که خداوند برای او راه نجاتی از معاشرت با وی فراهم آورد.
امام علی(ع):
الحلم یطفی نار الغضب و الحده تؤجج إحراقه؛
بردباری آتش خشم را فرو می نشاند و تندی آن را شعله ور تر می کند.
امام علی(ع):
لیس الحلیم من عجز فهجم و إذا قدر انتقم، إنما الحلیم من إذا قدر عفا و کان الحلم غالباً علی کل أمره؛
کسی که چون ناتوان شود هجوم برد و چون قدرت یابد انتقام گیرد بردبار نیست، بلکه بردبار کسی است که قدرت داشته باشد اما گذشت کند و بردباری بر تمامی امور او غالب باشد.
امام علی(ع):
من حلم عن عدوه ظفر به؛
هرکس در مقابل دشمن بردبار باشد بر او پیروز می شود.
امام علی(ع):
من غاظک بقبح السفه علیک، فغظه بحسن الحلم عنه؛
هرکس با زشتی سبکسری تو را خشمگین کرد تو با زیبایی بردباری او را به خشم آور.
رسول اکرم(ص):
فأما الحلم فمنه رکوب الجمیل، وصحبه الأبرار و رفع من الضعه و رفع من الخساسه و تشهی الخیر و تقرب صاحبه من معالی الدرجات و العفو و المهل و المعروف و الصمت فهذا ما یتشعب للعاقل بحلمه؛
حاصل بردباری: آراسته شدن به خوبیها، هم نشینی با نیکان، ارجمند شدن، عزیز گشتن، رغبت به نیکی، نزدیک شدن بردبار به درجات عالی، گذشت، آرامش و تأنی، احسان و خاموشی. اینها ثمره بردباری عاقل است.
33- خشم
رسول اکرم(ص):
الا ان خیر الرجال من کان بطی ء الغضب سریع الرضا؛
بدانید که بهترین انسان ها کسانی هستند که دیر به خشم آیند و زود راضی شوند.
رسول اکرم(ص):
ما تجرع عبد جرعه افضل عند الله من جرعه غیظ کظمها ابتغاء وجه الله؛
انسان هیچ جرعه ای ننوشید که نزد خدا از جرعه خشمی که برای رضای خدا فرو خورد بهتر باشد.
رسول اکرم(ص):
ان الغضب من الشیطان و ان الشیطان خلق من النار و انما تطفأ النار بالماء فاذا غضب احد کم فلیتوضا؛
خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده است و آتش با آب خاموش می شود. پس هرگاه یکی از شما به خشم آمد، وضو بگیرد.
رسول اکرم(ص):
الصرعه کل الصرعه الذی یغضب فیشتد غضبه و یحمر وجهه و یقشعر شعره فیصرع غضبه؛
کمال دلیری آن است که کسی خشمگین شود و خشمش شدت گیرد و جهره اش سرخ شود و موهایش بلرزد، اما بر خشم خود چیره گردد.
امام علی(ع):
بئس القرین الغضب: یبدی المعائب و یدنی الشر و یباعد الخیر؛
خشم هم نشین بسیار بدی است: عیب ها را آشکار، بدی ها را نزدیک و خوبی ها را دور می کند.
امام علی(ع):
اقدر الناس علی الصواب من لم یغضب؛
تواناترین مردم در تشخیص درست کسی است که خشمگین نشود.
امام صادق(ع):
لیس منا من لم یملک نفسه عند غضبه؛
کسی که هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نیست.
امام صادق(ع):
من غضب علیک ثلاث مرات و لم یقل فیک سوءاً فاتخذه لنفسک خلیلاً.
هرکس سه بار بر تو خشم گرفت ولی به تو بد نگفت، او را برای خود به دوستی انتخاب کن.
امام صادق(ع):
المؤمن اذا غضب لم یخرجه غضبه من حق و اذا رضی لم یدخله رضاه فی باطل و الذی اذا قدر لم یأخذ اکثر مما له؛
مؤمن چون خشمگین شود، خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون خشنود شود، خشنودیش او را به باطل نکشاند و چون قدرت یابد بیش از حق خود نگیرد.
امام هادی(ع):
الغضب علی من تملک لؤم؛
بر زیر دستان خشمگین شدن نشانه پستی است.
34- مردانگی
امام علی(ع):
المروء ه اسم جامع لسائر الفضائل و المحاسن؛
مردانگی، نامی است که همه بزرگواریها و خوبیها را در بر می گیرد.
امام علی(ع):
مر علی قوم یتحدثون – فیم أنتم؟ فقالوا: نتذاکر المروء ه، فقال: أو ما کفاکم الله فی کتابه إذا یقول: (إن الله یأمر بالعدل و الإحسان) فالعدل الإنصاف و الإحسان التفضل، فما بعد هذا؟!؛
امام علی(ع) بر گروهی عبور کردند که در حال گفتگو بودند. فرمودند درباره چه سخن می گویید؟ عرض کردند: درباره مردانگی گفتگو می کنیم. فرمودند: آیا خداوند در کتاب خود پاسخ شما را نداده است، آنجا که می فرماید: (همانا خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد؟) عدل، انصاف است و احسان، نیکی و بخشش. غیر از اینها چیز دیگری هم هست؟
امام علی(ع):
المروءه اجتناب الرجل ما یشینه و اکتسابه ما یزینه؛
مردانگی، دوری کردن انسان است از آنچه مایه ننگ اوست و به دست آوردن آنچه که باعث آراستگی اوست.
امام علی(ع):
جماع المروءه أن لا تعمل فی السر ما تستحیی منه فی العلانیه؛
اساس مردانگی، این است که در پنهان، کاری را نکنی که در آشکار از انجام آن شرم داشته باشی.
امام علی(ع):
یستدل علی مروءه الرجل ببث المعروف و بذل الإحسان و ترک الامتنان؛
نشانه مردانگی انسان، به همه نیکی کردن و احسان نمودن و منت نگذاشتن است.
امام علی(ع):
اصل المروءه الحیاء و ثمرتها العفه؛
ریشه مردانگی حیا و میوه اش پاکدامنی است.
امام علی(ع):
من تمام المروءه أن تنسی الحق لک و تذکر الحق علیک؛
از کمال مردانگی است که حقی را که بر گردن دیگران داری، فراموش کنی و حقی را که دیگران بر گردن تو دارند، به یاد داشته باشی.
امام علی(ع):
بالصدق و الوفاء تکمل المروءه لأهلها؛
با صداقت و وفاداری، مردانگی به کمال می رسد.
رسول اکرم(ص):
المروءه إصلاح المال؛
مردانگی، اصلاح ثروت است.
امام علی(ع):
اقیلوا ذوی المروء آت عثراتهم، فما یعتر منهم عاثر إلا وید الله بیده یرفعه؛
از لغزش جوانمردان در گذرید، زیرا که هیچ یک از آنان نلغزد، مگر این که دست خداوند دستش را بگیرد و او را بلند کند.
35- سخاوت
امام علی(ع):
السخاء یکسب المحبه و یزین الأخلاق؛
سخاوت، محبت آور و زینت اخلاق است.
امام صادق(ع):
السخاء من أخلاق الأنبیاء، و هو عماد الإیمان، و لا یکون مؤمن إلا سخیاً، و لا یکون سخیاً إلا ذو یقین و همهٍ عالیهٍ؛ لأن السخاء شعاع نور الیقین، و من عرف ما قصد هان علیه ما بذل؛
سخاوت از اخلاق پیامبران و ستون ایمان است. هیچ مؤمنی نیست مگر آن که بخشنده است و تنها آن کس بخشنده است که از یقین و همت والا برخوردار باشد؛ زیرا که بخشندگی پرتو نور یقین است. هرکس هدف را بشناسد بخشش بر او آسان شود.
رسول اکرم(ص):
السخی قریب من الله، قریب من الناس، قریب من الجنه؛
سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزدیک است.
امام صادق(ع):
السخاء ما کان ابتداءًف فأما ما کان من مسأله فحیاء و تذمم؛
سخاوت آن است که بی درخواست انجام گیرد، اما سخاوتی که در مقابل درخواست باشد ناشی از شرمندگی و برای فرار از سرزنش است.
امام رضا(ع):
السخی یأکل من طعام الناس لیأکلوا من طعامه، و البخیل لا یأکل من طعام الناس لئلا یأکلوا من طعامه؛
سخاوتمند از غذای مردم می خورد، تا مردم از غذای او بخورند اما بخیل از غذای مردم نمی خورد تا آنها نیز از غذای او نخورند.
رسول اکرم(ص):
طعام السخی دواء و طعام الشحیح داء؛
غذای سخاوتمند، داروست و غذای بخیل، درد.
امام صادق(ع):
لما سئل عن حد السخاء -: تخرج من مالک الحق الذی أوجبه الله علیک، فتضعه فی موضعه؛
در پاسخ به سئوال از مرز سخاوت فرمودند: حقوقی را که خداوند بر اموال تو واجب کرده است، خارج کنی و آن را در جای خودش قرار دهی.
رسول اکرم(ص):
السخی بما ملک و أراد به وجه الله، و أما السخی فی معصیه الله فحمال سخط الله و غضبه و هو أبخل الناس علی نفسه فکیف لغیره!؛
سخاوتمند کسی است که از اموال خود و برای رضای خدا سخاوت داشته باشد، اما کسی که در راه معصیت خدا دست و دل باز باشد، بارکش ناخشنودی و خشم خداست. چنین کسی بخیل ترین مردمان نسبت به خود است چه رسد به دیگران.
امام حسن عسگری(ع):
إن للسخاء مقداراً فإن زاد علیه فهو سرف؛
سخاوت اندازه ای دارد که اگر از آن فراتر رود اسراف است.
رسول اکرم(ص):
إن الله یبغض البخیل فی حیاته، السخی عند وفاته؛
خداوند از کسی که در زندگی بخیل باشد و در هنگام مرگ سخی شود، نفرت دارد.
36- اسراف
امام صادق(ع):
إن السرف یورث الفقر و إن القصد یورث الغنی؛
اسراف باعث فقر و میانه روی موجب بی نیازی می شود.
امام باقر(ع):
یا بنی علیک بالحسنه بین السیئتین تمحو هما قال: و کیف ذلک یا أبه؟ قال: مثل قوله، (و الذین إذا أنفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا)؛
امام باقر(ع) به فرزندش امام صادق(ع) فرمودند: تو را سفارش می کنم به انجام کار خیر وسط دو کار بد تا آن دو را محو کند، امام صادق(ع) سئوال کردند چگونه چنین چیزی ممکن است؟ امام فرمودند: همانطور که قرآن می گوید مؤمنین کسانی هستند که وقتی خرج می کنند اسراف و یا سختگیری نمی کنند(اسراف و سختگیری هر دو بدند و میانه روی وسط آنها خوب است).
امام صادق(ع):
لیس فیما أصلح البدن أسراف ... إنما الإسراف فیما أتلف المال و أضر بالبدن؛
در آنچه بدن را سالم نگه می دارد اسراف نیست بلکه اسراف در چیزهایی است که مال را از بین می ببرد و به بدن صدمه بزند.
امام صادق(ع):
للمسرف ثلاث علامات: یشتری ما لیس له و یلبس ما لیس له و یأکل ما لیس له؛
اسراف کننده سه نشانه دارد: آنچه در شأنش نیست خریداری می کند، آنچه در شأنش نیست.
امام صادق(ع):
من أنفق شیئاً فی غیر طاعه الله فهو مبذر و من أنفق فی سبیل الخیر فهو مقتصد؛
هرکس مالی را در غیر طاعت خداوند خرج کند، اسرافکار و هر کس که در راه خیر خرج نماید، میانه رو است.
رسول اکرم(ص):
یا علی أربعه یذهبن ضیاعاً: الأکل علی الشبع و السراج فی القمر و الزرع فی السبخه و الصنیعه عند غیر أهلها؛
ای علی چهار چیز هدر می رود: 1- خوردن از سیری، 2- روشن کردن چراغ در مهتاب(جائی که روشن است)،3- زراعت در زمینی که شوره زار است،4- نیکی کردن به کسی که لایق آن نیست.
امام صادق(ع):
روی أنه نظر الصادق إلی فاکهه قد رمیت من داره لم یستقص أکلها فغضب و قال: ما هذا إن کنتم شبعتم فإن کثیراً من الناس لم یشبعوا فأطعموه من یحتاج الیه؛
نقل شده است که امام صادق(ع) مشاهده کردند که سیبی را نیم خورده از خانه بیرون انداخته اند، خشمگین شدند و فرمودند: اگر شما سیر هستید، خیلی از مردم گرسنه اند خوب بود آن را به نیازمندش می دادید.
امام علی(ع):
فدع الإسراف مقتصداً و اذکر فی الیوم غداً و أمسک من المال بقدر ضرورتک و قدم الفضل لیوم حاجتک؛
اسراف را رها کن و میانه روی در پیش گیر و امروز به یاد فردا باش و از مال به اندازه ضرورتت نگه دار و اضافی آن را برای روز نیازمندیت(قیامت) پیش فرست.
امام صادق(ع):
لما سئل عن أدنی الأسراف-: إبذالک ثوب صونک و إهراقک فضل إنائک ...؛
در پاسخ به سئوال از کم ترین حد اسراف فرمودند: کم ترین اندازه آن این است که لباس بیرونت را لباس خانه دم دستی قرار دهی و ته مانده ظرفت را دور بریزی.
امام علی(ع):
الأسراف مذموم فی کل شیء إلا فی أفعل البر؛
اسراف در هر چیزی ناپسند است، مگر در کارهای خیر.
37- قناعت
امام علی(ع):
أنعم الناس عیشاً من منحه الله سبحانه القناعه و أصلح له زوجه؛
خوش ترین زندگی را کسی دارد که خداوند سبحان قناعت را ارزانیش داشته و همسری پاک و شایسته نصیبش گردانیده است.
حدیث قدسی:
أوحی الله تعالی داود(ع) وضعت الغنی فی القناعه و هم یطلبونه فی کثره المال فلا یجدونه؛
خداوند متعال به داود(ع) وحی کرد: من بی نیازی را در قناعت نهاده ام، اما مردم آن را در فراوانی مال می جویند. از این رو نمی یابندش.
امام علی(ع):
من قنعت نفسه عز معسراً؛
هرکس قانع باشد، در عین تنگدستی با عزت است.
امام علی(ع):
ثمره القناعه الإجمال فی المکتسب و العزوف عن الطلب؛
میوه قناعت، میانه روی در کسب و کار است و خویشتنداری از دست دراز کردن سوی مردم.
امام علی(ع):
فی صفه الأنبیاء -: و لکن الله سبحانه جعل رسله اولی قوه فی عزائمهم و ضعفه فیما تری الأعین من حالاتهم مع قناعه تملأ القلوب و العیون غنیً و خصاصه تملأ الأبصار و الأسماع اذی؛
در صفات پیامبران می فرماید: خداوند سبحان فرستادگان خود را دارای اراده هایی قوی قرار داد ولی از نظر ظاهر ضعیف بودند قناعتی داشتند که چشم و دلشان را سیر می کرد، هرچند اگر فقر و ناداری آنان معلوم می گشت، چشم ها و گوش ها را از ناراحتی لبریز می نمود.
امام صادق(ع):
انظر إلی من هو دونک فی المقدره ولا تنظر إلی من هو فوقک فی المقدره فإن ذلک أقنع لک بما قسم لک؛
به ناتوان تر از خودت، بنگر و به توانگر از خویش، منگر، زیرا که تو را به آنچه قسمت تو شده است قانع تر می سازد.
رسول اکرم(ص):
و اقنع بما اوتیته یخف علیک الحساب؛
به آنچه داده شده ای قانع باش، تا حسابت سبک شود.
امام صادق(ع):
من رضی الله بالیسیر من المعاش رضی الله بالیسیر من العمل؛
هرکس به معاش(و روزی) اندک خدا خشنود باشد، خداوند به عمل اندک او خشنود شود.
امام علی(ع):
اقنعوا بالقلیل من دنیاکم لسلامه دینکم فإن المؤمن البلغه الیسیره من الدنیا تقنعه؛
برای سالم ماندن دینتان، به اندکی از دنیای خود قانع باشید، زیرا که مؤمن را اندکی که دنیای او را کفایت کند قانع می سازد.
امام صادق(ع):
اقنع بما قسم الله لک و لا تنظر إلی ما عند غیرک و لاتتمن ما لست نائله فإنه من قنع شبع و من لم یقنع لم یشبع وخذ حظک من آخرتک؛
به آنچه خداوند قسمت تو کرده قانع باش و به آنچه دیگران دارند چشم مدوز و آنچه را که بدان نمی رسی، آرزو مکن، زیرا کسی که قانع باشد، سیر می شود و کسی که قانع نباشد، سیر نمی شود و به فکر بهره آخرتت باش.
38- حرص
رسول اکرم(ص):
إیاکم والشح فإنما هلک من کان قبلکم بالشح امرهم بالبخل فبخلوا و أمرهم بالقطیعه فقطعوا أمرهم بالفجور ففجروا؛
از حرص بپرهیزید که پیشنیان شما در نتیجه حرص هلاک شدند، حرص آنها را به بخل وادار کرد و بخیل شدند. به قطع رحم وادار کرد و قطع رابطه کردند با خویشاوندان. به بدی وادارشان کرد و بدکار شدند.
امام علی(ع):
إن الدنیا مشغله عن غیرها و لم یصب صاحبها منها شیئاً إلا فتحت له حرصاً علیها و لهجاً بها و لن یستغنی صاحبها بما نال فیها عما لم یبلغه منها؛
براستی که دنیا آدمی را به کلی سرگرم خود می سازد و دنیا پرست به چیزی از آن نرسد، مگر آن که باب حرص و شیفتگی به آن بر رویش گشوده شود و به آنچه از این دنیا دست یافته اکتفا نمی کند تا در پی چیزی که بدست نیاورده نرود.
امام حسین(ع):
لیست العفه بما نعه رزقاً و لا الحرص بجالب فضلاً و إن الرزق مقسوم و الأجل محتوم و استعمال الحرص طالب المآثم؛
نه خودداری از حرام و ناپسند، مانع روزی می شود و نه حرص روزی بیشتر می آورد، که روزی تقسیم شده و اجل حتمی است و حرص به سوی گناه می کشد.
امام صادق(ع):
حرص الحریص خصلتین و لزمته خصلتان: حرم القناعه فافتقد الراحه و حرم الرضا فافتقد الیقین؛
حریص از دو خصلت محروم شده و در نتیجه دو خصلت را با خود دارد: از قناعت محروم است و در نتیجه آسایش را از دست داده است، از راضی بودن محروم است و در نتیجه یقین را از دست داده است.
امام باقر(ع):
مثل الحریص علی الدنیا مثل دوده القز: کلما ازدادت من القز علی نفسها لفاً کان أبعد لها من الخروج، حتی تموت غماً؛
مثل حریص به دنیا، مثل کرم ابریشم است که هرچه بیشتر دور خود ببافد خارج شدن از پیله بر او سخت تر می شود تا آن که از غصه می میرد.
امام علی(ع):
الحرص موقع فی کثیر العیوب؛
حرص انسان را به عیب های زیادی مبتلا می کند.
امام علی(ع):
أغنی الأغنیاء من لم یکن للحرص أسیراً؛
بی نیازترین بی نیازان کسی است که اسیر حرص نباشد.
امام علی(ع):
انتقم من الحرص بالقناعه کما تنتقم من العدو بالقصاص؛
از حرص، با قناعت انتقام بگیر، چنان که با قصاص از دشمن انتقام می گیری.
امام علی(ع):
اعظم الناس ذلاً الطامع الحریص المریب؛
ذلیل ترین مردم، کسی است که طمعکار، حریص و وسوسه گر باشد.
امام علی(ع):
إن البخل و الجبن و الحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن بالله؛
به درستی که بخل و ترس و حرص، غریزه ها و تمایلات متعدد و پراکنده ای هستند که سوءظن به خداوند آنها را جمع می کند.
39- رحم
رسول اکرم(ص):
إن الله رحیم یحب الرحیم یضع رحمته علی کل رحیم؛
خداوند رحیم است و رحیم را دوست دارد و دست مهر خود را بر سر هر رحیمی می گذارد.
رسول اکرم(ص):
والذی نفسی بیده لا یدخل الجنه إلا رحیم، قالوا:(کلنا رحیم)، قال: لا حتی ترحم العامه،
سوگند به آن که جانم در دست اوست کسی جز شخص رحیم به بهشت نمی رود. عرض کردند: (همه ما دلرحم و مهربانیم)، فرمودند: نه، مگر آن گاه که به عموم مردم رحم کنید.
رسول اکرم(ص):
من رحم ولو ذبیحه عصفورٍ رحمه الله یوم القیامه؛
هرکس حتی به لاشه گنجشکی رحم کند، خداوند در روز قیامت به او رحم خواهد کرد.
امام صادق(ع):
المؤمن ... ینصر المظلوم و یرحم المسکین. نفسه منه فی عناء و الناس منه فی راحهٍ؛
مؤمن ... مظلوم را یاری می کند و به مسکین و درمانده رحم می نماید، جانش از او در رنج است و مردم از او در آسایش.
رسول اکرم(ص):
ارحم الصغیر ووقر الکبیر تکن من رفقائی؛
به کودکان رحم کن و بزرگسالان را احترام نما تا از دوستان من باشی.
امام علی(ع):
إنما ینبغی لأهل العصمه و المصنوع إلیهم فی السلامه أن یرحموا أهل الذنوب و المعصیه و یکون الشکر هوم الغالب علیهم؛
شایسته است که افراد پاکدامن و بهره مند از سلامت، با گنهکاران و اهل معصیت، رحیم باشند و سپاسگزاری(حق) بر جان آنان چیره شود.
رسول اکرم(ص):
من لا یرحم لا یرحم و من لا یغفر لا یغفر له و من لا یتب لا یتوب الله علیه؛
هرکس رحم نکند به او رحم نشود، هرکس نبخشد بخشیده نشود و هرکس پوزش را نپذیرد، خداوند پوزش و توبه او را نخواهد پذیرفت.
امام علی(ع):
یا أیها الإنسان ما جرأک علی ذنبک ...؟ أما ترحم من نفسک ما ترحم من غیرک؛
ای انسان، چه جیز تو را در گناه کردن گستاخ کرده است ...؟! چرا همچنان که به دیگران رحم می کنی به خودت رحم نمی کنی؟!
رسول اکرم(ص):
ارحموا عزیزاً ذل، و غنیاً افتقر و عالماً ضاع فی زمان الجهال؛
به عزیزی که خوار گشته و ثروتمندی که فقیر شده و دانشمندی که در روزگار نادانان تباه گردیده است، رحم کنید.
امام علی(ع):
ارحم من دونک یرحمک من فوقک وقس سهوه بسهوک و معصیته لک بمعصیتک لربک و فقره إلی رحمتک بفقرک إلی رحمه ربک؛
به زیر دست خود رحم کن تا بالا دستت به تو رحم کند و خطای او را با خطای خودت و نافرمانی اش از تو را با نافرمانی خود از پروردگارت و احتیاج او به ترحم تو را به احتیاجت به رحمت و بخشایش خدایت بسنج.
40- غبطه
امام صادق(ع):
إن المؤمن یغبط و لا یحسد و المنافق یحسد و لا یغبط؛
مؤمن غبطه می خورد و حسادت نمی ورزد، منافق حسادت می ورزد و غبطه نمی خورد.
غبطه آن است که آرزو کنی آنچه دیگری دارد، داشته باشی بدون اینکه آرزوی نابودی نعمت دیگری را داشته باشی و حسد آن است که بخواهی نعمتی را که دیگری دارد، نداشته باشد).
امام صادق(ع):
من کان آخر یومیه خیرهما فهو مغبوط؛
کسی که امروزش بهتر از دیروزش باشد، شایسته است که مورد غبطه قرار گیرد.
امام علی(ع):
أغبط الناس المسارع إلی الخیرات؛
شایسته ترین مردم که مورد غبطه قرار گیرد کسی است که برای انجام کار خیر سبقت می گیرد.
امام علی(ع):
ما المغبوط إلا من کانت همته نفسه لایغبها عن محاسبتها و مطالبتها و مجاهدتها؛
شایسته نیست کسی مورد غبطه قرار گیرد، مگر کسی که همتش خودش باشد در این که از خودش حساب کشی کند و خودش را مؤاخذه نماید و در اصلاح خود بکوشد.
امام علی(ع):
إن المغبون من غبن عمره و إن المغبوط من أنفذ عمره فی طاعه ربه؛
بدرستی که زیانکار کسی است که عمرش را بیهوده تلف کند، و کسی که عمر خود را در اطاعت خدا بگذارند شایسته است مورد غبطه قرار گیرد.
رسول اکرم(ص):
رأی موسی(ع) رجلاً عند العرش فغبطه بمکانه فسأل عنه فقال: کان لا یحسد الناس علی ما آتاهم الله من فضله؛
حضرت موسی(ع) مردی را نزد عرش دید و به جایگاه او غبطه خورد و در مورد او سؤال کرد. به او گفته شد که او به آنچه خداوند از فضل خود به مردم داده است حسد نمی برد.
امام صادق(ع):
إنه قال لبعض شیعته- علیکم بالورع و الاجتهاد، و صدق الحدیث و أداء الأمانه و التمسک بما أنتم علیه، فإنما یغتبط أحدکم إذا انتهت نفسه إلی هاهنا، و أومی بیده إلی حلقه؛
امام صادق(ع) به بعضی از شیعیان خود فرمودند: بر شما لازم است پرهیزکاری و تلاش و راستگویی و امانت داری و چنگ زدن به مذهب خود، زیرا هریک از شما به هنگام جان دادن، غبطه او را خواهند خورد.
امام صادق(ع):
فی فضل زیاره الحسین بن علی(ع) و لقد حدثنی أبی(ع) أنه لم یخل مکانه منذ قتل من مصل یصلی علیه من الملائکه أو من الجن أومن الإنس أو من الوحش و ما من شیء إلا و هو یغبط زائره و یتمسح به ویر جو فی النظر إلیه الخیر لنظره إلی قبره؛
پدرم در فضیلت زیارت حسین بن علی(ع) فرمودند: جایگاه آن حضرت از آن زمان که کشته شده، از فرشته یا جن یا حیوان وحشی که بر آن حضرت درود می فرستد خالی نیست و هر چیزی غبطه زائر آن حضرت را می خورد و خود را به او می مالد و در نگاه کردن به زائر امام حسین(ع) امید خیر دارد زیرا او به قبر امام حسین(ع) نگاه کرده است.
رسول اکرم(ص):
یروی عن ربه تبارک و تعالی- حقت محبتی علی المتزاورین فی و حقت محبتی علی المتباذلین فی و هم علی منابر من نور یغبطهم النبیون و الصدیقون بمکانهم؛
خداوند متعال می فرماید: بر خود واجب کرده ام دوست داشتن کسانی را که به خاطر من به دیدار یکدیگر می روند و کسانی که در راه من به یکدیگر بخشش می نمایند، چنین کسانی(روز قیامت) بر منابری از نورند به گونه ای که پیامبران و صدیقین به جایگاه آنان غبطه می خورند.
رسول اکرم(ص):
ألا احدثکم عن أقوامٍ لیسوا بأنبیاء و لا شهداء یغبطهم یوم القیامه الأنبیاء و الشهداء بمنازلهم من الله علی منابر من نورٍ. قیل: من هم یا رسول الله؟ قال: هم الذین یحببون عباد الله إلی الله و یحببون الله إلی عباده، قلنا: هذا حببواالله إلی عباده، فکیف یحببون عباد الله إلی الله؟ قال: یأمرونهم بما یحب الله و ینهونهم عما یکره الله، فإذا أطاعوهم أحبهم الله؛
آیا آگاه کنم شما را از گروهی که نه از انبیا هستند و نه از شهداء ولی انبیا و شهدا در روز قیامت به مقام و منزلت آنان غبطه می خورند، و آنها بر منبرهایی از نور نشسته اند؟ سؤال شد ای رسول خدا! آنان کیانند؟ فرمودند: آنان کسانی هستند که بندگان خدا را نزد خدا را خدا را نزد بندگانش محبوب می گردانند عرض کردیم: ایجاد محبت خدا در دلها معلوم است، ولی چگونه بندگان را نزد خدا محبوب می گردانند؟ فرمودند: آنان را فرمان می دهند به آنچه خدا دوست می دارد و باز می دارند از آنچه خدا دوست نمی دارد، پس اگر آنان را اطاعت کنند، خداوند دوستشان می دارد.
الشجاعه عز حاضر، الجبن ذل ظاهر؛
شجاعت عزتی است آماده، ترس ذلتی است آشکار.
امام علی(ع):
الشجاعه نصره حاضره و فضیله ظاهره؛
شجاعت، نصرتی نقد و فضیلتی آشکار است.
امام علی(ع):
السخاء و الشجاعه غرائز شریفه، یضعها الله سیحانه فیمن أحبه و امتحنه؛
سخاوت و شجاعت خصلت های والایی هستند که خداوند سبحان آن دو را در وجود هرکس که دوستش داشته و او را آزموده باشد می گذارد.
امام علی(ع):
جبلت الشجاعه علی ثلاث طبائع، لکل واحده منهن فضیله لیست للاخری: السخاء بالنفس و الأنفه من الذل و طلب الذکر ...؛
شجاعت بر سه خصلت سرشته شده که هریک از آنها فضیلتی دارد که دیگری فاقد آن است: از خودگذشتگی، تن ندادن به خواری و ذلت و نامجویی.
امام علی(ع):
ثمره الشجاعه الغیره؛
غیرت میوه شجاعت است.
امام صادق(ع):
ثلاثه لا تعرف إلا فی ثلاث مواطن: لا یعرف الحلیم إلا عند الغضب و لا الشجاع إلا عند الحرب و لا أخ إلا عند الحاجه؛
سه کس اند که جز در سه جا شناخته نمی شوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نیازمندی.
امام علی(ع):
لا آشجع من لبیبٍ؛
شجاع تر از خردمند، وجود ندارد.
امام علی(ع):
لو تمیزت الأشیاء لکان الصدق مع الشجاعه و کان الجبن مع الکذب؛
اگر خصلت ها از یکدیگر متمایز و جدا شوند، هر آینه راستی با شجاعت باشد و بزدلی با دروغ.
امام علی(ع):
آفه الشجاعه إضاعه الحزم؛
آفت شجاعت، فرو گذاشتن دوراندیشی است.
امام علی(ع):
العدل أفضل من الشجاعه لأن الناس لواستعملوا العدل عموماً فی جمیعهم لا ستغنوا عن الشجاعه؛
عدالت بهتر از شجاعت است زیرا اگر مردم همگی عدالت را درباره همه بکار گیرند از شجاعت بی نیاز می شوند.
32- بردباری
امام صادق(ع):
الحلم سراج الله... و الحلم یدور علی خمسه أوجه: أن یکون عزیزاً فیذل أو یکون صادقاً فیتهم أو یدعو إلی الحق فیستخف به أو أن یؤذی بلا جرم أو أن یطالب بالحق و یخالفوه فیه، فإن آتیت کلا منها حقه فقد اصبت...؛
بردباری چراغ خداست ... پنج چیز است که بردباری می طلبد: شخص عزیز باشد و خوار شود، راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود، به حق دعوت کند و سبکش بشمارند، بی گناه باشد و اذیت شود، حق طلبی کند و با او مخالفت کنند، اگر در هر پنج مورد، به حق رفتار کنی، بردبار هستی ...
امام علی(ع):
الحلم غطاء ساتر و العقل حسام قاطع، فاستر خلل خلقک بحلمک و قاتل هواک بعقلک؛
بردباری پرده ای پوشاننده و عقل شمشیری برنده است، پس عیبهای اخلاقی خود را با بردباری بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخیز.
امام علی(ع):
إن لم تکن حلیماً فتحلم فإنه قل من تشبه بقوم إلا أوشک أن یکون منهم،
اگر بردبار نیستی خود را بردبار جلوه ده، زیرا کمتر کسی است که خود را شبیه گروهی کند و بزودی یکی از آنان نشود.
رسول اکرم(ص):
کاد الحلیم أن یکون نبیاً؛
آدم بردبار به پیامبری نزدیک است.
رسول اکرم(ص):
لیس بحلیم من لم یعاشر بالمعروف من لابد له من معاشرته حتی یجعل الله من ذلک مخرجاً؛
بردبار نیست آن که با کسی که چاره ای جز معاشرت با او ندارد به نیکی معاشرت نکند تا این که خداوند برای او راه نجاتی از معاشرت با وی فراهم آورد.
امام علی(ع):
الحلم یطفی نار الغضب و الحده تؤجج إحراقه؛
بردباری آتش خشم را فرو می نشاند و تندی آن را شعله ور تر می کند.
امام علی(ع):
لیس الحلیم من عجز فهجم و إذا قدر انتقم، إنما الحلیم من إذا قدر عفا و کان الحلم غالباً علی کل أمره؛
کسی که چون ناتوان شود هجوم برد و چون قدرت یابد انتقام گیرد بردبار نیست، بلکه بردبار کسی است که قدرت داشته باشد اما گذشت کند و بردباری بر تمامی امور او غالب باشد.
امام علی(ع):
من حلم عن عدوه ظفر به؛
هرکس در مقابل دشمن بردبار باشد بر او پیروز می شود.
امام علی(ع):
من غاظک بقبح السفه علیک، فغظه بحسن الحلم عنه؛
هرکس با زشتی سبکسری تو را خشمگین کرد تو با زیبایی بردباری او را به خشم آور.
رسول اکرم(ص):
فأما الحلم فمنه رکوب الجمیل، وصحبه الأبرار و رفع من الضعه و رفع من الخساسه و تشهی الخیر و تقرب صاحبه من معالی الدرجات و العفو و المهل و المعروف و الصمت فهذا ما یتشعب للعاقل بحلمه؛
حاصل بردباری: آراسته شدن به خوبیها، هم نشینی با نیکان، ارجمند شدن، عزیز گشتن، رغبت به نیکی، نزدیک شدن بردبار به درجات عالی، گذشت، آرامش و تأنی، احسان و خاموشی. اینها ثمره بردباری عاقل است.
33- خشم
رسول اکرم(ص):
الا ان خیر الرجال من کان بطی ء الغضب سریع الرضا؛
بدانید که بهترین انسان ها کسانی هستند که دیر به خشم آیند و زود راضی شوند.
رسول اکرم(ص):
ما تجرع عبد جرعه افضل عند الله من جرعه غیظ کظمها ابتغاء وجه الله؛
انسان هیچ جرعه ای ننوشید که نزد خدا از جرعه خشمی که برای رضای خدا فرو خورد بهتر باشد.
رسول اکرم(ص):
ان الغضب من الشیطان و ان الشیطان خلق من النار و انما تطفأ النار بالماء فاذا غضب احد کم فلیتوضا؛
خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده است و آتش با آب خاموش می شود. پس هرگاه یکی از شما به خشم آمد، وضو بگیرد.
رسول اکرم(ص):
الصرعه کل الصرعه الذی یغضب فیشتد غضبه و یحمر وجهه و یقشعر شعره فیصرع غضبه؛
کمال دلیری آن است که کسی خشمگین شود و خشمش شدت گیرد و جهره اش سرخ شود و موهایش بلرزد، اما بر خشم خود چیره گردد.
امام علی(ع):
بئس القرین الغضب: یبدی المعائب و یدنی الشر و یباعد الخیر؛
خشم هم نشین بسیار بدی است: عیب ها را آشکار، بدی ها را نزدیک و خوبی ها را دور می کند.
امام علی(ع):
اقدر الناس علی الصواب من لم یغضب؛
تواناترین مردم در تشخیص درست کسی است که خشمگین نشود.
امام صادق(ع):
لیس منا من لم یملک نفسه عند غضبه؛
کسی که هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نیست.
امام صادق(ع):
من غضب علیک ثلاث مرات و لم یقل فیک سوءاً فاتخذه لنفسک خلیلاً.
هرکس سه بار بر تو خشم گرفت ولی به تو بد نگفت، او را برای خود به دوستی انتخاب کن.
امام صادق(ع):
المؤمن اذا غضب لم یخرجه غضبه من حق و اذا رضی لم یدخله رضاه فی باطل و الذی اذا قدر لم یأخذ اکثر مما له؛
مؤمن چون خشمگین شود، خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون خشنود شود، خشنودیش او را به باطل نکشاند و چون قدرت یابد بیش از حق خود نگیرد.
امام هادی(ع):
الغضب علی من تملک لؤم؛
بر زیر دستان خشمگین شدن نشانه پستی است.
34- مردانگی
امام علی(ع):
المروء ه اسم جامع لسائر الفضائل و المحاسن؛
مردانگی، نامی است که همه بزرگواریها و خوبیها را در بر می گیرد.
امام علی(ع):
مر علی قوم یتحدثون – فیم أنتم؟ فقالوا: نتذاکر المروء ه، فقال: أو ما کفاکم الله فی کتابه إذا یقول: (إن الله یأمر بالعدل و الإحسان) فالعدل الإنصاف و الإحسان التفضل، فما بعد هذا؟!؛
امام علی(ع) بر گروهی عبور کردند که در حال گفتگو بودند. فرمودند درباره چه سخن می گویید؟ عرض کردند: درباره مردانگی گفتگو می کنیم. فرمودند: آیا خداوند در کتاب خود پاسخ شما را نداده است، آنجا که می فرماید: (همانا خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد؟) عدل، انصاف است و احسان، نیکی و بخشش. غیر از اینها چیز دیگری هم هست؟
امام علی(ع):
المروءه اجتناب الرجل ما یشینه و اکتسابه ما یزینه؛
مردانگی، دوری کردن انسان است از آنچه مایه ننگ اوست و به دست آوردن آنچه که باعث آراستگی اوست.
امام علی(ع):
جماع المروءه أن لا تعمل فی السر ما تستحیی منه فی العلانیه؛
اساس مردانگی، این است که در پنهان، کاری را نکنی که در آشکار از انجام آن شرم داشته باشی.
امام علی(ع):
یستدل علی مروءه الرجل ببث المعروف و بذل الإحسان و ترک الامتنان؛
نشانه مردانگی انسان، به همه نیکی کردن و احسان نمودن و منت نگذاشتن است.
امام علی(ع):
اصل المروءه الحیاء و ثمرتها العفه؛
ریشه مردانگی حیا و میوه اش پاکدامنی است.
امام علی(ع):
من تمام المروءه أن تنسی الحق لک و تذکر الحق علیک؛
از کمال مردانگی است که حقی را که بر گردن دیگران داری، فراموش کنی و حقی را که دیگران بر گردن تو دارند، به یاد داشته باشی.
امام علی(ع):
بالصدق و الوفاء تکمل المروءه لأهلها؛
با صداقت و وفاداری، مردانگی به کمال می رسد.
رسول اکرم(ص):
المروءه إصلاح المال؛
مردانگی، اصلاح ثروت است.
امام علی(ع):
اقیلوا ذوی المروء آت عثراتهم، فما یعتر منهم عاثر إلا وید الله بیده یرفعه؛
از لغزش جوانمردان در گذرید، زیرا که هیچ یک از آنان نلغزد، مگر این که دست خداوند دستش را بگیرد و او را بلند کند.
35- سخاوت
امام علی(ع):
السخاء یکسب المحبه و یزین الأخلاق؛
سخاوت، محبت آور و زینت اخلاق است.
امام صادق(ع):
السخاء من أخلاق الأنبیاء، و هو عماد الإیمان، و لا یکون مؤمن إلا سخیاً، و لا یکون سخیاً إلا ذو یقین و همهٍ عالیهٍ؛ لأن السخاء شعاع نور الیقین، و من عرف ما قصد هان علیه ما بذل؛
سخاوت از اخلاق پیامبران و ستون ایمان است. هیچ مؤمنی نیست مگر آن که بخشنده است و تنها آن کس بخشنده است که از یقین و همت والا برخوردار باشد؛ زیرا که بخشندگی پرتو نور یقین است. هرکس هدف را بشناسد بخشش بر او آسان شود.
رسول اکرم(ص):
السخی قریب من الله، قریب من الناس، قریب من الجنه؛
سخاوتمند به خدا، مردم و بهشت نزدیک است.
امام صادق(ع):
السخاء ما کان ابتداءًف فأما ما کان من مسأله فحیاء و تذمم؛
سخاوت آن است که بی درخواست انجام گیرد، اما سخاوتی که در مقابل درخواست باشد ناشی از شرمندگی و برای فرار از سرزنش است.
امام رضا(ع):
السخی یأکل من طعام الناس لیأکلوا من طعامه، و البخیل لا یأکل من طعام الناس لئلا یأکلوا من طعامه؛
سخاوتمند از غذای مردم می خورد، تا مردم از غذای او بخورند اما بخیل از غذای مردم نمی خورد تا آنها نیز از غذای او نخورند.
رسول اکرم(ص):
طعام السخی دواء و طعام الشحیح داء؛
غذای سخاوتمند، داروست و غذای بخیل، درد.
امام صادق(ع):
لما سئل عن حد السخاء -: تخرج من مالک الحق الذی أوجبه الله علیک، فتضعه فی موضعه؛
در پاسخ به سئوال از مرز سخاوت فرمودند: حقوقی را که خداوند بر اموال تو واجب کرده است، خارج کنی و آن را در جای خودش قرار دهی.
رسول اکرم(ص):
السخی بما ملک و أراد به وجه الله، و أما السخی فی معصیه الله فحمال سخط الله و غضبه و هو أبخل الناس علی نفسه فکیف لغیره!؛
سخاوتمند کسی است که از اموال خود و برای رضای خدا سخاوت داشته باشد، اما کسی که در راه معصیت خدا دست و دل باز باشد، بارکش ناخشنودی و خشم خداست. چنین کسی بخیل ترین مردمان نسبت به خود است چه رسد به دیگران.
امام حسن عسگری(ع):
إن للسخاء مقداراً فإن زاد علیه فهو سرف؛
سخاوت اندازه ای دارد که اگر از آن فراتر رود اسراف است.
رسول اکرم(ص):
إن الله یبغض البخیل فی حیاته، السخی عند وفاته؛
خداوند از کسی که در زندگی بخیل باشد و در هنگام مرگ سخی شود، نفرت دارد.
36- اسراف
امام صادق(ع):
إن السرف یورث الفقر و إن القصد یورث الغنی؛
اسراف باعث فقر و میانه روی موجب بی نیازی می شود.
امام باقر(ع):
یا بنی علیک بالحسنه بین السیئتین تمحو هما قال: و کیف ذلک یا أبه؟ قال: مثل قوله، (و الذین إذا أنفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا)؛
امام باقر(ع) به فرزندش امام صادق(ع) فرمودند: تو را سفارش می کنم به انجام کار خیر وسط دو کار بد تا آن دو را محو کند، امام صادق(ع) سئوال کردند چگونه چنین چیزی ممکن است؟ امام فرمودند: همانطور که قرآن می گوید مؤمنین کسانی هستند که وقتی خرج می کنند اسراف و یا سختگیری نمی کنند(اسراف و سختگیری هر دو بدند و میانه روی وسط آنها خوب است).
امام صادق(ع):
لیس فیما أصلح البدن أسراف ... إنما الإسراف فیما أتلف المال و أضر بالبدن؛
در آنچه بدن را سالم نگه می دارد اسراف نیست بلکه اسراف در چیزهایی است که مال را از بین می ببرد و به بدن صدمه بزند.
امام صادق(ع):
للمسرف ثلاث علامات: یشتری ما لیس له و یلبس ما لیس له و یأکل ما لیس له؛
اسراف کننده سه نشانه دارد: آنچه در شأنش نیست خریداری می کند، آنچه در شأنش نیست.
امام صادق(ع):
من أنفق شیئاً فی غیر طاعه الله فهو مبذر و من أنفق فی سبیل الخیر فهو مقتصد؛
هرکس مالی را در غیر طاعت خداوند خرج کند، اسرافکار و هر کس که در راه خیر خرج نماید، میانه رو است.
رسول اکرم(ص):
یا علی أربعه یذهبن ضیاعاً: الأکل علی الشبع و السراج فی القمر و الزرع فی السبخه و الصنیعه عند غیر أهلها؛
ای علی چهار چیز هدر می رود: 1- خوردن از سیری، 2- روشن کردن چراغ در مهتاب(جائی که روشن است)،3- زراعت در زمینی که شوره زار است،4- نیکی کردن به کسی که لایق آن نیست.
امام صادق(ع):
روی أنه نظر الصادق إلی فاکهه قد رمیت من داره لم یستقص أکلها فغضب و قال: ما هذا إن کنتم شبعتم فإن کثیراً من الناس لم یشبعوا فأطعموه من یحتاج الیه؛
نقل شده است که امام صادق(ع) مشاهده کردند که سیبی را نیم خورده از خانه بیرون انداخته اند، خشمگین شدند و فرمودند: اگر شما سیر هستید، خیلی از مردم گرسنه اند خوب بود آن را به نیازمندش می دادید.
امام علی(ع):
فدع الإسراف مقتصداً و اذکر فی الیوم غداً و أمسک من المال بقدر ضرورتک و قدم الفضل لیوم حاجتک؛
اسراف را رها کن و میانه روی در پیش گیر و امروز به یاد فردا باش و از مال به اندازه ضرورتت نگه دار و اضافی آن را برای روز نیازمندیت(قیامت) پیش فرست.
امام صادق(ع):
لما سئل عن أدنی الأسراف-: إبذالک ثوب صونک و إهراقک فضل إنائک ...؛
در پاسخ به سئوال از کم ترین حد اسراف فرمودند: کم ترین اندازه آن این است که لباس بیرونت را لباس خانه دم دستی قرار دهی و ته مانده ظرفت را دور بریزی.
امام علی(ع):
الأسراف مذموم فی کل شیء إلا فی أفعل البر؛
اسراف در هر چیزی ناپسند است، مگر در کارهای خیر.
37- قناعت
امام علی(ع):
أنعم الناس عیشاً من منحه الله سبحانه القناعه و أصلح له زوجه؛
خوش ترین زندگی را کسی دارد که خداوند سبحان قناعت را ارزانیش داشته و همسری پاک و شایسته نصیبش گردانیده است.
حدیث قدسی:
أوحی الله تعالی داود(ع) وضعت الغنی فی القناعه و هم یطلبونه فی کثره المال فلا یجدونه؛
خداوند متعال به داود(ع) وحی کرد: من بی نیازی را در قناعت نهاده ام، اما مردم آن را در فراوانی مال می جویند. از این رو نمی یابندش.
امام علی(ع):
من قنعت نفسه عز معسراً؛
هرکس قانع باشد، در عین تنگدستی با عزت است.
امام علی(ع):
ثمره القناعه الإجمال فی المکتسب و العزوف عن الطلب؛
میوه قناعت، میانه روی در کسب و کار است و خویشتنداری از دست دراز کردن سوی مردم.
امام علی(ع):
فی صفه الأنبیاء -: و لکن الله سبحانه جعل رسله اولی قوه فی عزائمهم و ضعفه فیما تری الأعین من حالاتهم مع قناعه تملأ القلوب و العیون غنیً و خصاصه تملأ الأبصار و الأسماع اذی؛
در صفات پیامبران می فرماید: خداوند سبحان فرستادگان خود را دارای اراده هایی قوی قرار داد ولی از نظر ظاهر ضعیف بودند قناعتی داشتند که چشم و دلشان را سیر می کرد، هرچند اگر فقر و ناداری آنان معلوم می گشت، چشم ها و گوش ها را از ناراحتی لبریز می نمود.
امام صادق(ع):
انظر إلی من هو دونک فی المقدره ولا تنظر إلی من هو فوقک فی المقدره فإن ذلک أقنع لک بما قسم لک؛
به ناتوان تر از خودت، بنگر و به توانگر از خویش، منگر، زیرا که تو را به آنچه قسمت تو شده است قانع تر می سازد.
رسول اکرم(ص):
و اقنع بما اوتیته یخف علیک الحساب؛
به آنچه داده شده ای قانع باش، تا حسابت سبک شود.
امام صادق(ع):
من رضی الله بالیسیر من المعاش رضی الله بالیسیر من العمل؛
هرکس به معاش(و روزی) اندک خدا خشنود باشد، خداوند به عمل اندک او خشنود شود.
امام علی(ع):
اقنعوا بالقلیل من دنیاکم لسلامه دینکم فإن المؤمن البلغه الیسیره من الدنیا تقنعه؛
برای سالم ماندن دینتان، به اندکی از دنیای خود قانع باشید، زیرا که مؤمن را اندکی که دنیای او را کفایت کند قانع می سازد.
امام صادق(ع):
اقنع بما قسم الله لک و لا تنظر إلی ما عند غیرک و لاتتمن ما لست نائله فإنه من قنع شبع و من لم یقنع لم یشبع وخذ حظک من آخرتک؛
به آنچه خداوند قسمت تو کرده قانع باش و به آنچه دیگران دارند چشم مدوز و آنچه را که بدان نمی رسی، آرزو مکن، زیرا کسی که قانع باشد، سیر می شود و کسی که قانع نباشد، سیر نمی شود و به فکر بهره آخرتت باش.
38- حرص
رسول اکرم(ص):
إیاکم والشح فإنما هلک من کان قبلکم بالشح امرهم بالبخل فبخلوا و أمرهم بالقطیعه فقطعوا أمرهم بالفجور ففجروا؛
از حرص بپرهیزید که پیشنیان شما در نتیجه حرص هلاک شدند، حرص آنها را به بخل وادار کرد و بخیل شدند. به قطع رحم وادار کرد و قطع رابطه کردند با خویشاوندان. به بدی وادارشان کرد و بدکار شدند.
امام علی(ع):
إن الدنیا مشغله عن غیرها و لم یصب صاحبها منها شیئاً إلا فتحت له حرصاً علیها و لهجاً بها و لن یستغنی صاحبها بما نال فیها عما لم یبلغه منها؛
براستی که دنیا آدمی را به کلی سرگرم خود می سازد و دنیا پرست به چیزی از آن نرسد، مگر آن که باب حرص و شیفتگی به آن بر رویش گشوده شود و به آنچه از این دنیا دست یافته اکتفا نمی کند تا در پی چیزی که بدست نیاورده نرود.
امام حسین(ع):
لیست العفه بما نعه رزقاً و لا الحرص بجالب فضلاً و إن الرزق مقسوم و الأجل محتوم و استعمال الحرص طالب المآثم؛
نه خودداری از حرام و ناپسند، مانع روزی می شود و نه حرص روزی بیشتر می آورد، که روزی تقسیم شده و اجل حتمی است و حرص به سوی گناه می کشد.
امام صادق(ع):
حرص الحریص خصلتین و لزمته خصلتان: حرم القناعه فافتقد الراحه و حرم الرضا فافتقد الیقین؛
حریص از دو خصلت محروم شده و در نتیجه دو خصلت را با خود دارد: از قناعت محروم است و در نتیجه آسایش را از دست داده است، از راضی بودن محروم است و در نتیجه یقین را از دست داده است.
امام باقر(ع):
مثل الحریص علی الدنیا مثل دوده القز: کلما ازدادت من القز علی نفسها لفاً کان أبعد لها من الخروج، حتی تموت غماً؛
مثل حریص به دنیا، مثل کرم ابریشم است که هرچه بیشتر دور خود ببافد خارج شدن از پیله بر او سخت تر می شود تا آن که از غصه می میرد.
امام علی(ع):
الحرص موقع فی کثیر العیوب؛
حرص انسان را به عیب های زیادی مبتلا می کند.
امام علی(ع):
أغنی الأغنیاء من لم یکن للحرص أسیراً؛
بی نیازترین بی نیازان کسی است که اسیر حرص نباشد.
امام علی(ع):
انتقم من الحرص بالقناعه کما تنتقم من العدو بالقصاص؛
از حرص، با قناعت انتقام بگیر، چنان که با قصاص از دشمن انتقام می گیری.
امام علی(ع):
اعظم الناس ذلاً الطامع الحریص المریب؛
ذلیل ترین مردم، کسی است که طمعکار، حریص و وسوسه گر باشد.
امام علی(ع):
إن البخل و الجبن و الحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن بالله؛
به درستی که بخل و ترس و حرص، غریزه ها و تمایلات متعدد و پراکنده ای هستند که سوءظن به خداوند آنها را جمع می کند.
39- رحم
رسول اکرم(ص):
إن الله رحیم یحب الرحیم یضع رحمته علی کل رحیم؛
خداوند رحیم است و رحیم را دوست دارد و دست مهر خود را بر سر هر رحیمی می گذارد.
رسول اکرم(ص):
والذی نفسی بیده لا یدخل الجنه إلا رحیم، قالوا:(کلنا رحیم)، قال: لا حتی ترحم العامه،
سوگند به آن که جانم در دست اوست کسی جز شخص رحیم به بهشت نمی رود. عرض کردند: (همه ما دلرحم و مهربانیم)، فرمودند: نه، مگر آن گاه که به عموم مردم رحم کنید.
رسول اکرم(ص):
من رحم ولو ذبیحه عصفورٍ رحمه الله یوم القیامه؛
هرکس حتی به لاشه گنجشکی رحم کند، خداوند در روز قیامت به او رحم خواهد کرد.
امام صادق(ع):
المؤمن ... ینصر المظلوم و یرحم المسکین. نفسه منه فی عناء و الناس منه فی راحهٍ؛
مؤمن ... مظلوم را یاری می کند و به مسکین و درمانده رحم می نماید، جانش از او در رنج است و مردم از او در آسایش.
رسول اکرم(ص):
ارحم الصغیر ووقر الکبیر تکن من رفقائی؛
به کودکان رحم کن و بزرگسالان را احترام نما تا از دوستان من باشی.
امام علی(ع):
إنما ینبغی لأهل العصمه و المصنوع إلیهم فی السلامه أن یرحموا أهل الذنوب و المعصیه و یکون الشکر هوم الغالب علیهم؛
شایسته است که افراد پاکدامن و بهره مند از سلامت، با گنهکاران و اهل معصیت، رحیم باشند و سپاسگزاری(حق) بر جان آنان چیره شود.
رسول اکرم(ص):
من لا یرحم لا یرحم و من لا یغفر لا یغفر له و من لا یتب لا یتوب الله علیه؛
هرکس رحم نکند به او رحم نشود، هرکس نبخشد بخشیده نشود و هرکس پوزش را نپذیرد، خداوند پوزش و توبه او را نخواهد پذیرفت.
امام علی(ع):
یا أیها الإنسان ما جرأک علی ذنبک ...؟ أما ترحم من نفسک ما ترحم من غیرک؛
ای انسان، چه جیز تو را در گناه کردن گستاخ کرده است ...؟! چرا همچنان که به دیگران رحم می کنی به خودت رحم نمی کنی؟!
رسول اکرم(ص):
ارحموا عزیزاً ذل، و غنیاً افتقر و عالماً ضاع فی زمان الجهال؛
به عزیزی که خوار گشته و ثروتمندی که فقیر شده و دانشمندی که در روزگار نادانان تباه گردیده است، رحم کنید.
امام علی(ع):
ارحم من دونک یرحمک من فوقک وقس سهوه بسهوک و معصیته لک بمعصیتک لربک و فقره إلی رحمتک بفقرک إلی رحمه ربک؛
به زیر دست خود رحم کن تا بالا دستت به تو رحم کند و خطای او را با خطای خودت و نافرمانی اش از تو را با نافرمانی خود از پروردگارت و احتیاج او به ترحم تو را به احتیاجت به رحمت و بخشایش خدایت بسنج.
40- غبطه
امام صادق(ع):
إن المؤمن یغبط و لا یحسد و المنافق یحسد و لا یغبط؛
مؤمن غبطه می خورد و حسادت نمی ورزد، منافق حسادت می ورزد و غبطه نمی خورد.
غبطه آن است که آرزو کنی آنچه دیگری دارد، داشته باشی بدون اینکه آرزوی نابودی نعمت دیگری را داشته باشی و حسد آن است که بخواهی نعمتی را که دیگری دارد، نداشته باشد).
امام صادق(ع):
من کان آخر یومیه خیرهما فهو مغبوط؛
کسی که امروزش بهتر از دیروزش باشد، شایسته است که مورد غبطه قرار گیرد.
امام علی(ع):
أغبط الناس المسارع إلی الخیرات؛
شایسته ترین مردم که مورد غبطه قرار گیرد کسی است که برای انجام کار خیر سبقت می گیرد.
امام علی(ع):
ما المغبوط إلا من کانت همته نفسه لایغبها عن محاسبتها و مطالبتها و مجاهدتها؛
شایسته نیست کسی مورد غبطه قرار گیرد، مگر کسی که همتش خودش باشد در این که از خودش حساب کشی کند و خودش را مؤاخذه نماید و در اصلاح خود بکوشد.
امام علی(ع):
إن المغبون من غبن عمره و إن المغبوط من أنفذ عمره فی طاعه ربه؛
بدرستی که زیانکار کسی است که عمرش را بیهوده تلف کند، و کسی که عمر خود را در اطاعت خدا بگذارند شایسته است مورد غبطه قرار گیرد.
رسول اکرم(ص):
رأی موسی(ع) رجلاً عند العرش فغبطه بمکانه فسأل عنه فقال: کان لا یحسد الناس علی ما آتاهم الله من فضله؛
حضرت موسی(ع) مردی را نزد عرش دید و به جایگاه او غبطه خورد و در مورد او سؤال کرد. به او گفته شد که او به آنچه خداوند از فضل خود به مردم داده است حسد نمی برد.
امام صادق(ع):
إنه قال لبعض شیعته- علیکم بالورع و الاجتهاد، و صدق الحدیث و أداء الأمانه و التمسک بما أنتم علیه، فإنما یغتبط أحدکم إذا انتهت نفسه إلی هاهنا، و أومی بیده إلی حلقه؛
امام صادق(ع) به بعضی از شیعیان خود فرمودند: بر شما لازم است پرهیزکاری و تلاش و راستگویی و امانت داری و چنگ زدن به مذهب خود، زیرا هریک از شما به هنگام جان دادن، غبطه او را خواهند خورد.
امام صادق(ع):
فی فضل زیاره الحسین بن علی(ع) و لقد حدثنی أبی(ع) أنه لم یخل مکانه منذ قتل من مصل یصلی علیه من الملائکه أو من الجن أومن الإنس أو من الوحش و ما من شیء إلا و هو یغبط زائره و یتمسح به ویر جو فی النظر إلیه الخیر لنظره إلی قبره؛
پدرم در فضیلت زیارت حسین بن علی(ع) فرمودند: جایگاه آن حضرت از آن زمان که کشته شده، از فرشته یا جن یا حیوان وحشی که بر آن حضرت درود می فرستد خالی نیست و هر چیزی غبطه زائر آن حضرت را می خورد و خود را به او می مالد و در نگاه کردن به زائر امام حسین(ع) امید خیر دارد زیرا او به قبر امام حسین(ع) نگاه کرده است.
رسول اکرم(ص):
یروی عن ربه تبارک و تعالی- حقت محبتی علی المتزاورین فی و حقت محبتی علی المتباذلین فی و هم علی منابر من نور یغبطهم النبیون و الصدیقون بمکانهم؛
خداوند متعال می فرماید: بر خود واجب کرده ام دوست داشتن کسانی را که به خاطر من به دیدار یکدیگر می روند و کسانی که در راه من به یکدیگر بخشش می نمایند، چنین کسانی(روز قیامت) بر منابری از نورند به گونه ای که پیامبران و صدیقین به جایگاه آنان غبطه می خورند.
رسول اکرم(ص):
ألا احدثکم عن أقوامٍ لیسوا بأنبیاء و لا شهداء یغبطهم یوم القیامه الأنبیاء و الشهداء بمنازلهم من الله علی منابر من نورٍ. قیل: من هم یا رسول الله؟ قال: هم الذین یحببون عباد الله إلی الله و یحببون الله إلی عباده، قلنا: هذا حببواالله إلی عباده، فکیف یحببون عباد الله إلی الله؟ قال: یأمرونهم بما یحب الله و ینهونهم عما یکره الله، فإذا أطاعوهم أحبهم الله؛
آیا آگاه کنم شما را از گروهی که نه از انبیا هستند و نه از شهداء ولی انبیا و شهدا در روز قیامت به مقام و منزلت آنان غبطه می خورند، و آنها بر منبرهایی از نور نشسته اند؟ سؤال شد ای رسول خدا! آنان کیانند؟ فرمودند: آنان کسانی هستند که بندگان خدا را نزد خدا را خدا را نزد بندگانش محبوب می گردانند عرض کردیم: ایجاد محبت خدا در دلها معلوم است، ولی چگونه بندگان را نزد خدا محبوب می گردانند؟ فرمودند: آنان را فرمان می دهند به آنچه خدا دوست می دارد و باز می دارند از آنچه خدا دوست نمی دارد، پس اگر آنان را اطاعت کنند، خداوند دوستشان می دارد.



رفتن به بالای صفحه

