
نام كتاب : هفت پيکر

نام كتاب : نقش تقدير در مرگ سهراب

نام كتاب : مناجات نامه خواجه عبد الله انصاري
الهی! نور تو چراغ معرفت بیفروخت، دل من افزونی است؛ گواهی تو ترجمانی من بکردند، نداء من افزونی است. قرب تو چراغ وجد بیفروخت، همت من افزونی است؛ بودِ تو کار من راست کرد، بودِ من افزونی است.
الهی! از بود خود چه دیدم مگر بلا و عنا و از بودِ تو همه عطا است و وفا، ای به بر پیدا و به کرم هویدا. ناکرده گیر کِردِ رهی و آن کن که از تو سزا. الهی! نام تو ما را جواز و مهر تو ما را جهاز
الهی! شناخت تو ما را امان و لطف تو ما را عیان.
الهی! فضل تو ما را لوا و کنف تو ما را مأوی.
الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه بود که افزائی و نکاهی؟

نام كتاب : مستطاب لطائف الطوائف

نام كتاب : مسافر کوچولو
توضيحات: داستان مسافر کو چولو

نام كتاب : مرزبان نامه

نام كتاب : مجموعه اشعار علي معلم

نام كتاب : مثنوي مولوي

نام كتاب : گلشن راز

نام كتاب : گلستان سعدی
توضيحات: گلستان سعدی به زبان فارسی
باب اول در عبرت پادشاهان
حکایت
در یکى از جنگها، عده اى را اسیر کردند و نزد شاه آوردند. شاه فرمان داد تا یکى از اسیران را اعدام کنند. اسیر که از زندگى ناامید شده بود، خشمگین شد و شاه را مورد سرزنش و دشنام خود قرار داد که گفته اند: هر که دست از جان بشوید، هر چه در دل دارد بگوید.
وقت ضرورت چو نماند گریز
دست بگیرد سر شمشیر تیز
ملک پرسید: این اسیر چه مى گوید؟
یکى از وزیران نیک محضر گفت : ای خداوند همی گوید:
والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس