پیامبراعظم(صلی الله علیه و آله و
سلم) ، وحدت امت اسلامی را ازراهبردهای بنیادین اقتدارامت اسلامی درتمام زمانها
ومکانها دانسته است وبرای برپایی وتحقق بخشیدن آن، تلاشهای فراوانی نمودهاند بهگونهای
که اقتدار وعزت جامعه نو پای اسلامی در عصر رسالت، برآیند وحدت وراهکارهای ارایه
شده ازسوی پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است. علاوه بر گفتارهای
آن حضرت پیرامون ضرورت، اهمیت وفواید وحدت، از سیره سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) ، بهدست میآید که آن حضرت بنیانگذار وحدت
امت اسلامی درجامعه عربی آن زمان بوده است.
امام علی (علیه
السلام) میفرمایند:
«پیامبر (صلی
الله علیه و آله و سلم) شکافهای اجتماعی را به وحدت، اصلاح وفاصلهها را به هم
پیوند داد.»[1] اقبال لاهوری نیز میگوید:
نقش نو، برصفحه
هستی کشید
امتی
گیتی گشایی آفرید
امتی
از ماسوا بیگانه ئی
بر
چراغ مصطفی پروانه ئی
امتی
ازگرمیحق سینه تاب
ذرّهاش
شمع حریم آفتاب
کائنات
از طیف او رنگین شده
کعبهها،
بت خانههای چین شده
مرسلان
و انبیاء آبای او
اکرم[2]
او نزد حق اتقای او
کل
مؤمن، اخوة اندر دلش
حرّیت
سرمایه آب وگلش [3]
پیامراعظم(صلی
الله علیه و آله و سلم) اسوه کامل درتمامیابعادزندگی میباشد، طبیعی است که الگو
قراردادن سیره آن حضرت، برای مسلمانان امروز نیز، کارآمدترین راهکارها را برای
تحقق وحدت اسلامی، ارایه مینماید.
مقصود از وحدت
مراد از وحدت امت اسلامیاین است که
مسلمانان در کنار حفظ مذاهب خود شان بر محور مشترکات دینی مثل توحید، قرآن، پیامبر
اعظم(صلی الله علیه و آله و سلم) و سنت وسیره نبوی در برابر خطراتی که اصل اسلام
وجامعه مسلمانان را تهدید میکند، همبستگی وهمدلی داشته باشند واز اختلافهای
گوناگون مذهبی، سیاسی، نژادی، زبانی و... که موجب وهن وسستی امت اسلامیمیشود، دوری
کنند.
پیامبر اعظم
(صلی الله علیه و آله و سلم) برای برپایی وحدت امت اسلامیراهبردهای گوناگونی داشته
است که این مسئله درسیره آن حضرت به خوبی تجلّی یافته است که اینک به اختصار به
بیان برخی آنها پرداخته میشود:
وحدت ملّی ودینی درسیره نبوی
وجود مسلمانان مدینه، فصل جدیدی در زندگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گشود ؛ حضرت با ورودش به مدینه، راهکارهای اساسی برای عزت واقتدار مسلمانان در پیش گرفت، پیمان نامهها وعقد قراردادهای اخوت وبرادری بین گروههای مختلف آن زمان، به امضاء رسانیده ومنعقد کرد که این مسئله میتواند از بارزترین راهبردهای وحدت اسلامیدر جامعه آن زمان باشد.
راهکارهای سیاسی- فرهنگی وحدت
الف ـ پیمان نامه عمومی درمدینه
درآغازورودپیامبر به مدینه، میان
مسلمانان ویهودیان، تفاهم نسبی وجودداشت؛زیرا هر دو خداپرست وبت شکن بودند وجامعه
یهودیان تصور میکردند که باتقویت اسلام ازحملات مسیحیان روم، در امان خواهند ماند.
وانگهی میان آنها و اوسیان وخزرجیان بستگیها وپیمانهای دیرینه نیز وجود داشت. روی
این جهات، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) قراردادی دایربروحدت مهاجر وانصار
نوشت ویهودیان مدینه (اوس وخزرج ) نیز آن را امضاءکردند، پیامبر (صلی الله علیه
و آله و سلم) آیین وثروت آنها را طی شرایطی محترم شمرد که متن کامل آن را سیره
نویسان ضبط کردهاند.[4] از آنجا که این قرارداد یک سند تاریخی زنده است و حاکی
است که چگونه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) به آنان احترام میگذاشته و با
این پیمان توانستند یک جبهه متحد در برابر دشمنان به وجود آورند، نقاط حساس این
سند را ذکرمیکنیم. البته در مفاد قرارداد به روشنی قید شده است که مسلمانان امت
واحدهای جدا از مردم دیگر هستند (انهم امة واحدة من دون الناس) وارتباط بین
مسلمانان وکافران نیست ونباید بین مسلمانان دوری باشد.
1ـ مسلمانان در
برابر ظلم وتجاوز با هم متحد خواهند بود.
2 ـ امضاء
کنندگان پیمان، ملت واحد را تشکیل میدهند، مهاجران قریش به رسم سابق خویش قبل از
اسلام در پرداختن خونبها باقی هستند، اگر فردی از آنها کسی را کشت، یا فردی از
آنها اسیر گردید، باید به کمک هم خونبهای اورا بپردازند واسیر خود را بخرند.
3 ـ هیچ مؤمنی
بدون اشاره سایر مؤمنان در جهاد فی سبیل الله صلح نمیکند وصلح جز برای همگان اجرا
نخواهد شد.
4 ـ تمامی گروهها
(که به جنگ مشغولاند)به ترتیب وارد جنگ خواهند شد وجنگیدن به یک گروه (دو مرتبه
پشت سر هم) تحمیل نخواهد شد.
5 ـ «ذمة الله»
نسبت به همه افراد یکسان است.
6 ـ اگر اختلافی
بین مسلمین بروز کرد، مرجع حل آن خدا ورسول خواهند بود.
7 ـ مسلمین، فرد
مقروض ومدیونی را که دین او سنگین است، رها نخواهند ساخت، بلکه اورا کمک میکنند.
8 ـ هیچ فرد با
ایمانی حق ندارد، مؤمنی را برای خاطر کشتن کافری بکشد وهرگز نباید کافری را بر ضد
مسلمانی یاری کند.
9 ـ پیمان وعهد
خدا با تمام مسلمانان یکی است، از این نظر پستترین آنها میتواند تعهداتی در برابر
کفار بهذمه بگیرد.
10 ـ مسلمانان
دوستان وپشتیبان یکدیگرند.
11 ـ هر فردی
ازیهودیان ازما پیروی کند واسلام بیاورد، از کمک ویاری ما برخوردار خواهد بود
وتفاوتی میان او ومسلمان دیگر نخواهد بود وکسی حق ندارد اورا ستم کند ویا دیگری را
بر ضد او تحریک کرده ودشمن اورا یاری نماید.
12 ـ در عقد پیمان
صلح باید مسلمانان متحد شوند وهیچ مسلمانی بدون جلب نظر مسلمان دیگر جز بر عدالت
ومساوات نمیتواند صلح برقرار کند.
در بخش دیگری
از این پیمان نامه تاریخی که حاکی از روح وحدت طلبی میان مسلمانان است، چنین آمده
است:
1ـ هیچ کس حق
ندارد بدون اجازه «محمد » از این اتحادیه بیرون برود.
2ـ خون هر
مجروحی ( تا چه رسد به مقتول ) از این افراد، محترم است وهر کس خون کسی را بریزد،
قصاص دامنگیر او شده وسرانجام خود و اهل بیت خود را هلاک کرده است مگر اینکه قاتل
ستمدیده باشد.
3ـ در جنگهایی
که یهودیان ومسلمانان دوشادوش هم میجنگند، هزینه هر کدام برعهده خود آنها است وهر
کس که با متحدان این پیمان بجنگد باید متحدانه با او جنگید.
4ـ مناسبات هم
پیمان بر اساس نیکی وخوبی است وباید از بدی دور باشند.
5ـ هیچ کس نباید
در حق هم پیمان خود ستم کند، در چنین صورت باید ستمدیده را یاری کرد.
6 ـ داخل «یثرب»
برای امضاء کنندگان این پیمان منطقه حرم اعلام میگردد.
7ـ جان همسایگان
کسانی که پناه داده شدهاند، بسان جان مااست، نباید به او ضرر رسانید.
9 ـ مسلمانان
ویهودیان امت واحدهاند ومانندیک ملت در مدینه زندگی خواهند کرد وهر یک دین خودرا
دارند.
باتوجه به مفاد
پیماننامه به دست میآیدکه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای
ایجاد احساسات مشترک ملی ودینی، تلاش فراوان نمودهاند و به شهادت تاریخ موفقیتهای
قابل توجهی نیز به دست آورده است که یکی از راهکارهای اساسی درجهت تحقق وحدت امت
اسلامیدر آن عصر وزمان مطرح بوده است وامروزه نیز تحریک احساسات مشترک ملی ودینی
نقش بسزایی دربسیج عمومیتودهها وایجاد همبستگی وهمدلی دارد.
ب ـ پیمان نامه برادری در مدینه
از آن جایی که مهاجر وانصار پرورش
یافته دو محیط مختلف بودند، در طرز تفکر ومعاشرت، فاصله زیادی با هم داشتند
؛اوسیان و خزرجیان که جمعیت انصار را تشکیل میدادند، صدوبیست سال باهم جنگ کرده و
دشمنان خونی همدیگر بودند وبا این اختلافات ادامه حیات دینی وسیاسی مسلمانان به
هیچ وجه امکان پذیر نبود، ولی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) تمام این مشکلات
را با یاری خداوند، خردمندانه حل نمود، حضرت از طرف خدا مأمور شد که مهاجر وانصار
را با یکدیگر برادر کنند؛ روزی در یک انجمن عمومیرو به هواداران خود کرده وفرمود:«تأخّوا
فی الله اخوین اخوین؛ دو تا دوتا با یکدیگر برادردینی شوید.»[5]طبق بیان سیره ابن
اسحاق، پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) میان یارانش (از مهاجرین وانصار)پیمان
برادری میبندد تا دوتن دو تن در راه خدا برادر میشوند. آنگاه دست علی بن ابیطالب
(علیه السلام) را گرفته، میگوید: این برادر من است.بدینسان رسول خدا(صلی الله
علیه و آله و سلم) که سرور پیامبران وامام پرهیزکاران وفرستاده پروردگار عالمیان
است ودر میان بندگان خدا همتا وهمانندی ندارد، با علی بن ابیطالب (ع)برادر میشود.
حمزه پسر عبدالمطلب که شیر خدا وشیر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و عموی او
است، با زید بن حارثه که آزاد شده پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است،
برادر میشود چنانکه حمزه در جنگ احد وقتی کارزار آغاز میکند، وصیت میکند که اگر
کشته شد، زید بن حارثه میراثدار وی خواهد بود. جعفر بن ابیطالب ملقب به
ذوالجناحین ((پرنده بهشت)) با معاذ بن جبل که از قبیله بنی سلمه است، برادر میشود.
ابوبکر پسر ابی قحافه با خارجة بن زهیر از قبیله بلحارث بن خزرج برادر میشود. عمر
بن خطاب با عتبان بن مالک از قبیله بنی سالم بن عوف برادر میشود. ابو عبیده جرّاح
که عامر بن عبدالله نام دارد با سعد بن معاذ از قبیله عبدالاشهل برادر میشود. زبیر
بن عوّام با سلمه بن سلامة از قبیله بلحارث بن خزرج یا بهروایتی با عبدالله بن
مسعود هم پیمان بنی زهره برادر میشود.طلحه بن عبیدالله با کعب بن مالک از قبیله
سلمه، سعد بن زید بن عمر با اُبیّ بن کعب از قبیله بنی النجار، مصعب بن عمیر
بنهاشم با ابو ایوب انصاری (خالدبنزید) ازقبیله بنی النجار، ابو حذیفه پسر عتبه بن
ربیعه با عباد بن بشر از قبیله عبد الاشهل، عمار بن یاسر (هم پیمان بنی مخزوم)
باحذیفه بن الیمان از قبیله عبدعیس وهم پیمان قبیله عبدالاشهل، ابوذر(که همان
بُریربن جناده یا جُندَب بن جُناده غفاری باشد )با منذربن عمرو از قبیله بنی
ساعده، حاطب بن ابی بَلتَعه(هم پیمان بنی اسد)با عُوَیم بن ساعده از قبیله عمرو بن
عوف، سلمان فارسی با ابودرداء(عویمر بن ثعلبه) ازقبیله بلحارث بن خزرج، بلال (آزاد
شده ابوبکر ومؤذن پیامبر«ص») با ابورُوَیحه عبدالله بن عبد الرحمن خثعمیبرادر
میشوند.[6]
این پیمان برای
یاران پیامبر چنان عزیز است که بعدها وقتی عمر بن خطاب دیوان حقوق مجاهدان را
تدوین میکند وبلال میخواهد به شام رفته و جهاد کند، عمر ازاومیپرسد حقوقت را ای
بلال به که میسپاری ؟ میگوید: به ابو رویحه، من هرگز از او جدا نخواهم گشت ! به
احترام وبه سپاس آن پیمان برادری که رسول خدا میان آن دوبسته است...[7]
برخی
اندیشمندان میگویند:« کار این مساوات وبرادری بدانجا کشید که هر مسلمانی برادر
مسلمان خود را برخویشتن مقدم میداشت.چنانکه نوشتهاند، روز تقسیم غنیمتهای جنگی
بنی نضیر، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به انصار
گفت اگر مایل باشید مهاجران را در غنیمت شریک کنید واگر نه همه از آن شما باشد.
انصار گفتند مانه تنها غنیمتها را یکجا به برادران مهاجر خود میبخشیم بلکه آنان را
در مالها وخانههای خود شریک میکنیم.[8]
پیامبر با طرح
اخوت وبرادری توانست وحدت اسلامیرا تحقق بخشد ومسلمانان را ازخطرات تهدیدکننده،
حفظ نمایندکه سیصد نفرازمهاجروانصاررا بایکدیگر، برادرنمود و رو به مسلمانان میکرد
و میگفت: فلانی! توبرادر فلانی هستی.
سلیمان قندوزی
میگوید: امام علی بعدازهمه باپیامبر عقد اخوت بست. آن حضرت به پیامبر عرض میکند
که اصحاب خودرا بایگدیگربرادرکردیدولی عقد اخوت میان من ودیگری برقرار نکردید.
پیامبر درجواب فرمود: بهخدایی (که مرابرای هدایت مردم مبعوث فرموده) سوگند: به این
علت کار برادری تورا عقب انداختم که میخواستم درپایان با توبرادر شوم؛ تونسبت به
من مانندهارونی نسبت به موسی، جز این که پس ازمن پیامبری نیست. توبرادر
ووارث من هستی.[9]
ج ـ ایجاد وحدت دینی
پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و
سلم) برای تحقق بخشیدن وحدت امت اسلامیدر سخنانش پس از فتح مکه درمسجد الحرام
میگوید:«المسلم اخو مسلم والمسلمون هم ید واحدة علی من سواهم تتکافوا دمائهم یسعی
بذنبهم ادناهم.» [10]
امام صادق(ع)نیزاین
قضیه راشرح داده است: «مسلمان برادر مسلمان است، به اوستم نمیکندواوراخوار
نمیسازدوبه اوخیانت نمیکند، برعهده مسلمانان است که نسبت به پیوند بایکدیگرویاری
رساندن درشفقت ومواسات با نیازمندان ومهربانی نسبت به هم بکوشند تا همانگونه که
خدای عزوجل فرمانتان داده است:«میان خود مهرباناند»، نسبت به هم مهربان باشید و
نسبت به گرفتاری ایشان که از چشم شما پنهان مانده، اهتمام داشته باشید؛ چنانکه
گروه انصار دردوران رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) این چنین بودند.»[11]
پیامبر(صلی
الله علیه و آله و سلم) میفرماید:« دست خدا با جماعت است.»[12] «دست خدا با جماعت
است وشیطان هنگامی با کسی است که با جماعت به مخالفت پردازد.»[13]
چنان که ملاحظه
میشود ایجاد حس مشترک دینی بین مسلمانان در کلام زیبای آن حضرت کاملا مشهود است.
البته رمز وحدت در روح انسان با ایمان ودیندار وجود دارد، به گفته مولوی:
جان گرگان
وسگان ازهم جداست
متحد
جانهای مردان خداست
پیامبر
اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:«بر شما باد به جماعت؛ زیرا دست خدا
با جماعت است وشیطان با یک تن همراه واز دو تن دورتر است.»[14]بنابراین پیامبر،
مسلمانان رابرادر همدیگر میداندوبایدمثل دست واحد محکم واستوار ازجامعه توحیدی،
دفاع نمایند.
د ـ نفی قومگرایی
یکی از راهکارهای پیامبر اعظم (صلی
الله علیه و آله و سلم) در جهت تحقق وحدت امت اسلامینفی نژادپرستی، قوم گرایی
وتبعیضهای ناروا بود ؛زیرا با ظهور اسلام درمیان اعراب مسئله نژادپرستی وتفاخر به
قبیله، فراوان وجود داشت. اسلام با تعصبات قومیونژادی مبارزه
کرد؛ قرآن کریم میفرماید: «یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی وجعلناکم
شعوباً وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقیکم.»[15]
پیامبراعظم(صلی
الله علیه و آله و سلم) در جهت برقراری وحدت اسلامی، زید بن حارثه را فرمانده سپاه
اسلام، بلال حبشی را مؤذن ویژه قرارمیدهد وازسلمان فارسی ایرانی تجلیل میکند وبه
او مقام ومنزلت والا میبخشد تا به این ترتیب هم با تبعیضهای موجود به مبارزه
برخیزد وهم بتدریج ارزشهای الهی را ملاک منصبها ومنزلتهای اجتماعی معرفی نماید.
پیامبر(صلی الله
علیه و آله و سلم) آشکارا اعلام میکند که آن غلام حبشی واین سید قریشی (هردو)
نزدمن یکسان هستند وبدین سان آن حضرت منادی برحق مساوات اسلامیوبنیانگذار وحدت
امت اسلامیاست؛ زیرا: «ایها الناسُ إنّرَبّکم واحدٌ وإنّ أباکُم واحدٌ،
کُلُّکُم لأدَمَ وآدمُ مِن تُرابٍ(إنّأکرَمکم عند الله أتقاکم)وَلیسَ لِعربیٍّ
علی عجَمیفضلٌ إلاّ بالتقوى.»[16]
پیامبر اکرم(صلی
الله علیه و آله و سلم) درروایتی، افتخار به اقوام گذشته را یک چیز بیارزش
میخواند وکسانی را که به چنین کارهایی خود را مشغول میکنند به (جعل)
تشبیه میکند ومیفرماید: «آنانکه بهقومیت خود تفاخر میکنند، این کار را رها کنند
وبدانند که آن مایههای افتخار، جز ذغال جهنم نیستند واگر آنان دست ازاین کار
نکشند، نزد خدا از جعلهایی که کثافت را با بینی خود حمل میکنند، پستتر خواهند
بود.»[17]
درجنگ احد،
سلمان فارسی پس ازاین که ضربت را به یکی از افراد دشمن فرود، آورد، از روی غرور
گفت: «خذها وانا الغلام الفارسی.»یعنی این ضربت را ازمن تحویل بگیر که من یک
جوان فارسی هستم، پیامبر(صلی الله علیه و آ


رفتن به بالای صفحه
